کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

شاه نعمت الله ولی

غزلیات

شاه نعمت الله ولی / غزلیات

فهرست متن

اشعار و آثار

1,564 مورد
421غزل شماره ۴۲۱ - جان به خلوت سرای جانان رفت...غزلجان به خلوت سرای جانان رفت422غزل شماره ۴۲۲ - یار ما رفت گوییا جان رفت...غزلیار ما رفت گوییا جان رفت423غزل شماره ۴۲۳ - عاشقی جان را به جانان داد و رفت...غزلعاشقی جان را به جانان داد و رفت424غزل شماره ۴۲۴ - رند سرمستی ز پا افتاد و رفت...غزلرند سرمستی ز پا افتاد و رفت425غزل شماره ۴۲۵ - نعمت الله جان به جانان داد و رفت...غزلنعمت الله جان به جانان داد و رفت426غزل شماره ۴۲۶ - نعمت الله جان به جانان داد و رفت...غزلنعمت الله جان به جانان داد و رفت427غزل شماره ۴۲۷ - عاشقی جان را به جانان داد و رفت...غزلعاشقی جان را به جانان داد و رفت428غزل شماره ۴۲۸ - گرد و خاک ما روان بر باد رفت...غزلگرد و خاک ما روان بر باد رفت429غزل شماره ۴۲۹ - یار ما زاری ما نشنید و رفت...غزلیار ما زاری ما نشنید و رفت430غزل شماره ۴۳۰ - در ره عشق چو ما بی سر و پا باید رفت...غزلدر ره عشق چو ما بی سر و پا باید رفت431غزل شماره ۴۳۱ - فارغ از نام و نشان خواهیم رفت...غزلفارغ از نام و نشان خواهیم رفت432غزل شماره ۴۳۲ - به خرابات مغان بی سر و پا خواهم رفت...غزلبه خرابات مغان بی سر و پا خواهم رفت433غزل شماره ۴۳۳ - عقل مشوش دماغ از سر ما رفت رفت...غزلعقل مشوش دماغ از سر ما رفت رفت434غزل شماره ۴۳۴ - تا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت...غزلتا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت435غزل شماره ۴۳۵ - تا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت...غزلتا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت436غزل شماره ۴۳۶ - نور چشم عالمی بر دیده ما جا گرفت...غزلنور چشم عالمی بر دیده ما جا گرفت437غزل شماره ۴۳۷ - عشق دلبر در دل ما جا گرفت...غزلعشق دلبر در دل ما جا گرفت438غزل شماره ۴۳۸ - آتش عشقش خوشی در ما گرفت...غزلآتش عشقش خوشی در ما گرفت439غزل شماره ۴۳۹ - چشم مستش گوشه ای از ما گرفت...غزلچشم مستش گوشه ای از ما گرفت440غزل شماره ۴۴۰ - گر وصال یار خواهی ترک جان باید گرفت...غزلگر وصال یار خواهی ترک جان باید گرفت441غزل شماره ۴۴۱ - سید ما بر درش ماوا گرفت...غزلسید ما بر درش ماوا گرفت442غزل شماره ۴۴۲ - سلطان عشق ملک جهان را روان گرفت...غزلسلطان عشق ملک جهان را روان گرفت443غزل شماره ۴۴۳ - آفتاب رخش جهان بگرفت...غزلآفتاب رخش جهان بگرفت444غزل شماره ۴۴۴ - شهرت ذوق ما جهان بگرفت...غزلشهرت ذوق ما جهان بگرفت445غزل شماره ۴۴۵ - عشق سلطان ما جهان بگرفت...غزلعشق سلطان ما جهان بگرفت446غزل شماره ۴۴۶ - معنی او نمود در صورت...غزلمعنی او نمود در صورت447غزل شماره ۴۴۷ - چشمم به نور و معنی دیده جمال صورت...غزلچشمم به نور و معنی دیده جمال صورت448غزل شماره ۴۴۸ - درد دردش نوش کن گر صاف درمان بایدت...غزلدرد دردش نوش کن گر صاف درمان بایدت449غزل شماره ۴۴۹ - هر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبت...غزلهر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبت450غزل شماره ۴۵۰ - چون من ز ولای تو رسیدم به ولایت...غزلچون من ز ولای تو رسیدم به ولایت