شاه نعمت الله ولی
غزلیات
شاه نعمت الله ولی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
481غزل شماره ۴۸۱ - هر که چون ما غرقه دریا بود...غزلهر که چون ما غرقه دریا بود←482غزل شماره ۴۸۲ - هرکه را ذوقش به سوی ما بود...غزلهرکه را ذوقش به سوی ما بود←483غزل شماره ۴۸۳ - روح اعظم ذره بیضا بود...غزلروح اعظم ذره بیضا بود←484غزل شماره ۴۸۴ - بحر ما دریای بی پایان بود...غزلبحر ما دریای بی پایان بود←485غزل شماره ۴۸۵ - بحر ما دریای بی پایان بود...غزلبحر ما دریای بی پایان بود←486غزل شماره ۴۸۶ - جان بی جانان تن بی جان بود...غزلجان بی جانان تن بی جان بود←487غزل شماره ۴۸۷ - عقل کل در عشق سرگردان بود...غزلعقل کل در عشق سرگردان بود←488غزل شماره ۴۸۸ - نقل ما چون نقد سرمستان بود...غزلنقل ما چون نقد سرمستان بود←489غزل شماره ۴۸۹ - جان بی جانان تن بی جان بود...غزلجان بی جانان تن بی جان بود←490غزل شماره ۴۹۰ - دل که بی دلبر بود بی جان بود...غزلدل که بی دلبر بود بی جان بود←491غزل شماره ۴۹۱ - خوش بود دردی که درمان او بود...غزلخوش بود دردی که درمان او بود←492غزل شماره ۴۹۲ - حاصلم از دین و دنیا او بود...غزلحاصلم از دین و دنیا او بود←493غزل شماره ۴۹۳ - هرچه آید در نظر چون او بود...غزلهرچه آید در نظر چون او بود←494غزل شماره ۴۹۴ - چشم ما روشن به نور او بود...غزلچشم ما روشن به نور او بود←495غزل شماره ۴۹۵ - چشم ما روشن به نور او بود...غزلچشم ما روشن به نور او بود←496غزل شماره ۴۹۶ - نقطه در دایره نمود و نبود...غزلنقطه در دایره نمود و نبود←497غزل شماره ۴۹۷ - هرچه ما را می رسد از او بود...غزلهرچه ما را می رسد از او بود←498غزل شماره ۴۹۸ - در نظر گر نور روی او بود...غزلدر نظر گر نور روی او بود←499غزل شماره ۴۹۹ - آینه چندان که روشن تر بود...غزلآینه چندان که روشن تر بود←500غزل شماره ۵۰۰ - عاشقی از عاقلی خوشتر بود...غزلعاشقی از عاقلی خوشتر بود←501غزل شماره ۵۰۱ - نسبت خرقه ام از پیر خرابات بود...غزلنسبت خرقه ام از پیر خرابات بود←502غزل شماره ۵۰۲ - مشرب توحید یاران خوش بود...غزلمشرب توحید یاران خوش بود←503غزل شماره ۵۰۳ - حق است دین سید و دین من این بود...غزلحق است دین سید و دین من این بود←504غزل شماره ۵۰۴ - فعل عالم ظل فعل الله بود...غزلفعل عالم ظل فعل الله بود←505غزل شماره ۵۰۵ - هرکه از عشق در طرب نبود...غزلهرکه از عشق در طرب نبود←506غزل شماره ۵۰۶ - چشم بینائی که بر او اوفتد...غزلچشم بینائی که بر او اوفتد←507غزل شماره ۵۰۷ - گر آتش آه ما درافتد...غزلگر آتش آه ما درافتد←508غزل شماره ۵۰۸ - چشم ما آبش به هر سو می رود...غزلچشم ما آبش به هر سو می رود←509غزل شماره ۵۰۹ - خون دل از دیده بر رو می رود...غزلخون دل از دیده بر رو می رود←510غزل شماره ۵۱۰ - آب چشم ما به هر سو می رود...غزلآب چشم ما به هر سو می رود←