ملک الشعرای بهار
قصاید
ملک الشعرای بهار / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
31شماره ۳۱ - غزل در مخالفت جمهوری ساخته شده از مسمط موشح در موافقت جمهوریغزلجمهوری سردار سپه مایه ننگ است←32شماره ۳۲ - سرچشمه فینسایرسرچشمه « فین » بین که در آن آب روانست←33شماره ۳۳ - در منقبت مولای متقیانسایردل من خواهی ای ترک و ندانی که خطاست←34شماره ۳۴ - در وصف آیت الله صدرسایررسول گفت گرت دیدن خدای هواست←35شماره ۳۵ - آواز خداسایرهر حلقه که در آن زلف دوتاست←36شماره ۳۶ - تهران آفتی استسایرای عجب این خلق را هر دم دگرسان حالتی است←37شماره ۳۷ - فردوسیسایرسخن بزرگ شود، چون درست باشد و راست←38شماره ۳۸ - ره راستسایرتا شدم خویگر به رفتن راست←39شماره ۳۹ - دست شکستهسایربشکست گرم دست چه غم ؟ کار درست است←40شماره ۴۰ - پاکستانسایرشد سیه مست بلاهشیار، تاکستان کجاست ؟←41شماره ۴۱ - دیروز و امروزسایرامروز روز عزت دیهیم و افسر است←42شماره ۴۲ - حب الوطنسایرهر کرا مهر وطن در دل نباشد کافر است←43شماره ۴۳ - غمسایرگویی علامت بشر اندر جهان ، غم است←44شماره ۴۴ - مرغ خموشسایریک مرغ سر به زیر پر اندر کشیده است←45شماره ۴۵ - که ورزندگی مایه زندگی استسایرتن زنده والا به ورزندگی است←46شماره ۴۶ - منقبت سیدالشداء ( ع )سایر« دل آن ترک نه اندر خور سبمبن بر اوست←47شماره ۴۷ - یکی هست و دو تا نیستسایرگویند حکیمان که پس ازمرگ، بقا نیست←48شماره ۴۸ - پرد ه سینماسایرغم مخور ای دل که جهان را قرار نیست←49شماره ۴۹ - جمال طبیعتسایرجهان جز که نقش جهاندار نیست←50شماره ۵۰ - یا مرگ یا تجددسایرهرکو در اضطراب وطن نیست←51شماره ۵۱ - هشدر به اروپاسایردر مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت←52شماره ۵۲ - ضیمرانسایرضیمرانی در بن بید معلق جاگرفت←53شماره ۵۳ - انگشتریسایرتا لب جانان ز تنگی شکل انگشتر گرفت←54شماره ۵۴ - نوش جانتسایرای محمدخان به دژبانی فتادی ، نوش جانت←55شماره ۵۵ - پیام شاعرسایرطبع بلند مرا کیست که فرمان برد←56شماره ۵۶ - جهل عوامسایراین عامیان که در نظر ما مصورند←57شماره ۵۷ - نفثه المصدورسایرفریاد ازین بئس المقر وین برزن پر دیو و دد←58شماره ۵۸ - در صفت شب و منقبت علی ( ع)سایرشب برکشید رایت اسود←59شماره ۵۹ - نوید پیکسایراگرکه پشت من از بار حادثات خمید←60شماره ۶۰ - عدل و دادسایرباد خراسان همیشه خرم و آباد←