ملک الشعرای بهار
ارمغان بهار
ملک الشعرای بهار / منظومه ها / ارمغان بهار
فهرست متن
اشعار و آثار
61فقره ۶۶ - اندر خدایان و پادشاهان ناآمرزیده مباش...سایراندر خدایان و پادشاهان ناآمرزیده مباش←62فقره ۶۷ - از دادمه ( بزرگ تر از خود) و بهمرد سخن پرس....سایراز دادمه ( بزرگ تر از خود) و بهمرد سخن پرس.←63فقره ۶۸ - از مرد دزد هیچ چیز مگیر و مده و ایشان را ستوه مکن....سایراز مرد دزد هیچ چیز مگیر و مده و ایشان را ستوه مکن.←64فقره ۶۹ - بیم و بادافراه دوزخ را به نگرش کن ( در نظر بگیر)....سایربیم و بادافراه دوزخ را به نگرش کن ( در نظر بگیر).←65فقره ۷۰ - به هرکس و هر چیز وستار (سست) و گستاخ مباش....سایربه هرکس و هر چیز وستار (سست) و گستاخ مباش.←66فقره ۷۱ - خوش فرمان باش که خوش بهر باشی...سایرخوش فرمان باش که خوش بهر باشی←67فقره ۷۲، ۷۳ - بی گناه باش که بی بیم باشی . سپاس دار باش که به نیکویی ارزانی باشی....سایربی گناه باش که بی بیم باشی . سپاس دار باش که به نیکویی ارزانی باشی.←68فقره ۷۴ - یگانه باش که واپریکان ( آبرومند) باشی....سایریگانه باش که واپریکان ( آبرومند) باشی.←69فقره ۷۵ - راست گوی باش که استوار ( مورد اعتماد) باشی....سایرراست گوی باش که استوار ( مورد اعتماد) باشی.←70فقره ۷۶، ۷۷، ۷۸ - خردتن ( فروتن ) باش که بسیار دوست شوی . بس دوست باش که نیکنام شوی. نیکنام باش که خوش زیست باشی ....سایرخردتن ( فروتن ) باش که بسیار دوست شوی . بس دوست باش که نیکنام شوی. نیکنام باش که خوش زیست باشی .←71فقره ۷۹ - خوش بهر دین دوست باش که اهرو ( اشو مقدس ) باشی...سایرخوش بهر دین دوست باش که اهرو ( اشو مقدس ) باشی←72فقره ۸۰ - روان پرسیدار ( با وجدان و روحانی ) باش که بهشتی بوی....سایرروان پرسیدار ( با وجدان و روحانی ) باش که بهشتی بوی.←73فقره ۸۱ - دادار باش که گروزمانی ( ملکوتی ) شوی....سایردادار باش که گروزمانی ( ملکوتی ) شوی.←74فقره ۸۲ - زن کسان مفریب ، چه به روان گناه گران بود....سایرزن کسان مفریب ، چه به روان گناه گران بود.←75فقره ۸۳ - خرد بوده ( پست و بی اصل ) واپیشوار ( ؟ ) مردم را نگاه مدار ( تفقد و احسان مکن ) چه ترا سپاس نخواهد داشت ....سایرخرد بوده ( پست و بی اصل ) واپیشوار ( ؟ ) مردم را نگاه مدار ( تفقد و احسان مکن ) چه ترا سپاس نخواهد داشت .←76فقره ۸۴ - خشم وکین را، روان خویش تباه مساز....سایرخشم وکین را، روان خویش تباه مساز.←77فقره ۸۵ - به گفتار و کردار چرب و نماز بر (گرم و متواضع باش ) چه از نماز بردن پشت به نشکند و از چرب پرسیدن دهان گنده نشود....سایربه گفتار و کردار چرب و نماز بر (گرم و متواضع باش ) چه از نماز بردن پشت به نشکند و از چرب پرسیدن دهان گنده نشود.←78فقره ۸۶ - فرتم سخن ( سخن عالی ) به دشچهر ( بدذات ) مگوی....سایرفرتم سخن ( سخن عالی ) به دشچهر ( بدذات ) مگوی.←79فقره ۸۷ - چون به انجمن خواهی نشست نزدیک مردم دژآگاه منشین که تو نیز دژآگاه نباشی....سایرچون به انجمن خواهی نشست نزدیک مردم دژآگاه منشین که تو نیز دژآگاه نباشی.←80فقره ۸۸ - به انجمن سور، هر جای که نشینی بجای برتری منشین کت از آن جای نیاهنجند و به جای فروتر نشانند....سایربه انجمن سور، هر جای که نشینی بجای برتری منشین کت از آن جای نیاهنجند و به جای فروتر نشانند.←81فقره ۸۹ - به خواسته و چیزگیتی گستاخ مباش ، چه خواسته و چیز ( مال و منال ) گیتی ایدون همانا چون مرغی است که ازین درخت بر آن درخت نشسته و به هیچ درخت نپاید....سایربه خواسته و چیزگیتی گستاخ مباش ، چه خواسته و چیز ( مال و منال ) گیتی ایدون همانا چون مرغی است که ازین درخت بر آن درخت نشسته و به هیچ درخت نپاید.←82فقره ۹۰ - اندر پدر و مادر خویش ترسکار و نیوشنده و فرمان بردار باش ، چه مرد را تا پدر و مادر زنده اند، همانا چون شیر اندر بیشه است از هیچ کس نترسد و او را که پدر و مادر نیست همانا چون زن بیوه است که چیزی از وی بدوسند و او هیچ چیزی نتواند کرد و هر کسی ( او را) بخوار دارد....سایراندر پدر و مادر خویش ترسکار و نیوشنده و فرمان بردار باش ، چه مرد را تا پدر و مادر زنده اند، همانا چون شیر اندر بیشه است از هیچ کس نترسد و او را که پدر…←83فقره ۹۱ - دخت خود را به زیرک و دانا مرد ده ، چه زیرک و دانا مرد هر آینه چون زمین نیکوست . کجا تخم بدو افکند و از او بس جورتاک ( ؟ ) اندر آید....سایردخت خود را به زیرک و دانا مرد ده ، چه زیرک و دانا مرد هر آینه چون زمین نیکوست . کجا تخم بدو افکند و از او بس جورتاک ( ؟ ) اندر آید.←84فقره ۹۲ - اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی ، به کس دشنام مده ....سایراگر خواهی از کسی دشنام نشنوی ، به کس دشنام مده .←85فقره ۹۳ - تند هلک گوی ( عصبانی و دیوانه وار) مباش ، چه تند هلک گوی مردم چنان چون آتش است که اندر بیشه افتد و همه مرغ و ماهی بسوزد و هم خرفستر سوزد....سایرتند هلک گوی ( عصبانی و دیوانه وار) مباش ، چه تند هلک گوی مردم چنان چون آتش است که اندر بیشه افتد و همه مرغ و ماهی بسوزد و هم خرفستر سوزد.←86فقره ۹۴ - با آن مرد کجا پدر و مادر از او آزرده و ناخشنودند همکار مباش کت داد به دوبار ندارد - هیچت با آن کس دوستی و دوشارم مباد....سایربا آن مرد کجا پدر و مادر از او آزرده و ناخشنودند همکار مباش کت داد به دوبار ندارد - هیچت با آن کس دوستی و دوشارم مباد.←87فقره ۹۵ - شرم و ننگ بدرا، روان خویش به دوزخ مسپار....سایرشرم و ننگ بدرا، روان خویش به دوزخ مسپار.←88فقره ۹۶ - سخن دوآیینه ( به دورویی و تذبذب ) مگوی....سایرسخن دوآیینه ( به دورویی و تذبذب ) مگوی.←89فقره ۹۷ - به انجمن جایی که نشینی نزدیک دروغ (گوی ) منشین که تو نیز بسیار دردمند نه بوی . (کذا)...سایربه انجمن جایی که نشینی نزدیک دروغ (گوی ) منشین که تو نیز بسیار دردمند نه بوی . (کذا)←90فقره ۹۸ - آسان پای ( ضد گرانجان ) باش تا روشن چشم باشی....سایرآسان پای ( ضد گرانجان ) باش تا روشن چشم باشی.←