ملک الشعرای بهار
ارمغان بهار
ملک الشعرای بهار / منظومه ها / ارمغان بهار
فهرست متن
اشعار و آثار
91فقره ۹۹ - شب خیز باش که کار روا باشی....سایرشب خیز باش که کار روا باشی.←92فقره ۱۰۰ - دشمن کهن را دوست نو مگیر، چه دشمن کهن چون مار سیاه است که صد ساله کین فراموش نکند....سایردشمن کهن را دوست نو مگیر، چه دشمن کهن چون مار سیاه است که صد ساله کین فراموش نکند.←93فقره ۱۰۱ - دوست کهن را دوست نو گیر، چه دوست کهن چون می کهن است که هر چند کهنه تر، به خورش شهریاران بیشتر شایسته و سزاوار....سایردوست کهن را دوست نو گیر، چه دوست کهن چون می کهن است که هر چند کهنه تر، به خورش شهریاران بیشتر شایسته و سزاوار.←94فقره ۱۰۲ - به یزدان آفرین کن و دل به رامش دار کت از یزدان فزایش به نیکویی رسد....سایربه یزدان آفرین کن و دل به رامش دار کت از یزدان فزایش به نیکویی رسد.←95فقره ۱۰۳ - دهیوپد مرد ( شاه) را نفرین مکن چه شهر پاسبانند، و نیکویی به جهانیان اندازند....سایردهیوپد مرد ( شاه) را نفرین مکن چه شهر پاسبانند، و نیکویی به جهانیان اندازند.←96فقره ۱۰۴ - و تراگویم ای پسر من ، نیکوترین دهشیاری به مردمان ، گوهر خرد است . چه اگر بر کست خواسته برود و یا چهارپایان بمیرد خرد بماند....سایرو تراگویم ای پسر من ، نیکوترین دهشیاری به مردمان ، گوهر خرد است . چه اگر بر کست خواسته برود و یا چهارپایان بمیرد خرد بماند.←97فقره ۱۰۵ - به استوانی و استواری دین کوشش کن چه مهمترین خرسندی دانایی ( است ) و بزرگتر از آن امید به مینو است ....سایربه استوانی و استواری دین کوشش کن چه مهمترین خرسندی دانایی ( است ) و بزرگتر از آن امید به مینو است .←98فقره ۱۰۶ - همیشه روان خویشتن را فرایاد دار....سایرهمیشه روان خویشتن را فرایاد دار.←99فقره ۱۰۷ - نام خویش را، خویشکاری خویش به مهل . ( یعنی به مناسبت نام و مقام از کار و کوشش طفره مزن ) ....سایرنام خویش را، خویشکاری خویش به مهل . ( یعنی به مناسبت نام و مقام از کار و کوشش طفره مزن ) .←100فقره ۱۰۸ - دست از دزدی و پای از بی خویشکاری رفتن و منش از وارونگی و کجی بازدار، چه کسی که او کرفه کند پاداش یابد و کسی که گنا کند بادافراه برد....سایردست از دزدی و پای از بی خویشکاری رفتن و منش از وارونگی و کجی بازدار، چه کسی که او کرفه کند پاداش یابد و کسی که گنا کند بادافراه برد.←101فقره ۱۰۹ - هرکه او هیمالان ( یعنی خصمان ) را چاه کند، خود اندر چاه افتد....سایرهرکه او هیمالان ( یعنی خصمان ) را چاه کند، خود اندر چاه افتد.←102فقره ۱۱۰ - نیک مرد آساید و بد مرد بیش و اندوه گران بود....سایرنیک مرد آساید و بد مرد بیش و اندوه گران بود.←103فقره ۱۱۱ - زن گش ( بکر) و جوان به زنی بگیر....سایرزن گش ( بکر) و جوان به زنی بگیر.←104فقره ۱۱۲ - شراب به پیمان ( یعنی به اندازه ) خور چه هر که او شراب بی پیمان خورد، بسا گنه که از وی آید....سایرشراب به پیمان ( یعنی به اندازه ) خور چه هر که او شراب بی پیمان خورد، بسا گنه که از وی آید.←105فقره ۱۱۳ - هرچند بس نیک افسون ماران دانی ، زود زود دست به مار مبر کت بگزد، و بر جای بمیراند....سایرهرچند بس نیک افسون ماران دانی ، زود زود دست به مار مبر کت بگزد، و بر جای بمیراند.←106فقره ۱۱۴ - اگر بس آشنا و آب ( یعنی شنا) نیک دانی زود زود به آب ستهمه ( ظ . ستمبه = مخوف ) اندر مشو که ترا آب نبرد و بجای بمیری ....سایراگر بس آشنا و آب ( یعنی شنا) نیک دانی زود زود به آب ستهمه ( ظ . ستمبه = مخوف ) اندر مشو که ترا آب نبرد و بجای بمیری .←107فقره ۱۱۵ - به هیچ آیین مهر دروغی ( یعنی بدعهدی ) مکن که ترا خوره پسین نرسد....سایربه هیچ آیین مهر دروغی ( یعنی بدعهدی ) مکن که ترا خوره پسین نرسد.←108فقره ۱۱۶ - خواسته کسان دیگر تاراج مکن و نگاه مدار و به خواسته خود میامیز، چه که خواسته تو نیز ناپیدا و انبیر ( محو ) گردد، زیرا خواسته ناخویش آفریده چون با آن خویش......سایرخواسته کسان دیگر تاراج مکن و نگاه مدار و به خواسته خود میامیز، چه که خواسته تو نیز ناپیدا و انبیر ( محو ) گردد، زیرا خواسته ناخویش آفریده چون با آن خو…←109فقره ۱۱۷ - ... شاد مباش ، چه مردم ایدون همانا چو مشگ پر باد است که چون باد از آن بدرود هیچ در او نماند....سایر... شاد مباش ، چه مردم ایدون همانا چو مشگ پر باد است که چون باد از آن بدرود هیچ در او نماند.←110فقره ۱۱۸ - مردم ایدون همانا چون شیرخواره است که چون خو یی اندرگرفت بر آن خوی بایستد....سایرمردم ایدون همانا چون شیرخواره است که چون خو یی اندرگرفت بر آن خوی بایستد.←111فقره ۱۱۹ تا ۱۴۸ - اینجا یک سی روزه کوچک است که از فقره تا است و ما آن را بعد از قسمت آخر که با قسمت بالا مربوط است قرار دادیم ....سایراینجا یک سی روزه کوچک است که از فقره تا است و ما آن را بعد از قسمت آخر که با قسمت بالا مربوط است قرار دادیم .←112فقره ۱۴۹ - چو نیکویی به تو رسد بسیار شادی مکن و چون سختی و بدبختی رسد بسیار به غم مباش ، چه نیکی زمانه با سختی و سختی زمان با نیکویی است و هیچ فراز نیست کش نشیب نه از پیش ، و هیچ نشیب نیست کش فراز نه از پس ....سایرچو نیکویی به تو رسد بسیار شادی مکن و چون سختی و بدبختی رسد بسیار به غم مباش ، چه نیکی زمانه با سختی و سختی زمان با نیکویی است و هیچ فراز نیست کش نشیب…←113فقره ۱۵۰، ۱۵۱ - به خوردن خورش ها حریص مباش ، و از هر خورشی مخور و زود زود به سور و خورن بزرگان مشو که ستوه آور نباشی ....سایربه خوردن خورش ها حریص مباش ، و از هر خورشی مخور و زود زود به سور و خورن بزرگان مشو که ستوه آور نباشی .←114فقره ۱۵۲ - چهار کار دژآگاهی ( نادانی ) و دشمنی و بدی با تن خود کردن است: یکی پادیاوندی ( یعنی : زبردستی و زورمندی ) نمودن ، دیگر درویش متکبر که با مردی توانگر نبرد آورد، دیگ ر مرد پیر ریژخوی که زنی برنا به زنی گیرد و دیگر مرد گشن ( جوان ) که زنی پیر به زنی کند....سایرچهار کار دژآگاهی ( نادانی ) و دشمنی و بدی با تن خود کردن است: یکی پادیاوندی ( یعنی : زبردستی و زورمندی ) نمودن ، دیگر درویش متکبر که با مردی توانگر نب…←115فقره ۱۵۳ - مردم دوستی از بنیک منشی ( یعنی هواداری اصول ) و خوب خیمی ( یعنی خوش خویی ) از خوب ایواژی (آراستگی ) بتوان دانست ....سایرمردم دوستی از بنیک منشی ( یعنی هواداری اصول ) و خوب خیمی ( یعنی خوش خویی ) از خوب ایواژی (آراستگی ) بتوان دانست .←116فقره ۱۵۴ - و ترا گویم ای پسر که خرد به مردم بهترین دهشیاری ( یعنی بهترین بخش و توفیق ) است ....سایرو ترا گویم ای پسر که خرد به مردم بهترین دهشیاری ( یعنی بهترین بخش و توفیق ) است .←117سی روزه آذرباد مارسپندان (از فقره ۱۱۹ تا فقره ۱۴۸)سایرهرمزد روز می خور و خرم باش.←118اینک منظومه سی روزه آذ ر پاد مارسپندانسایربود ماه سی روزتا بنگری←