کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

ملک الشعرای بهار

ارمغان بهار

ملک الشعرای بهار / منظومه ها / ارمغان بهار

فهرست متن

اشعار و آثار

118 مورد
61فقره ۶۶ - اندر خدایان و پادشاهان ناآمرزیده مباش...سایراندر خدایان و پادشاهان ناآمرزیده مباش62فقره ۶۷ - از دادمه ( بزرگ تر از خود) و بهمرد سخن پرس....سایراز دادمه ( بزرگ تر از خود) و بهمرد سخن پرس.63فقره ۶۸ - از مرد دزد هیچ چیز مگیر و مده و ایشان را ستوه مکن....سایراز مرد دزد هیچ چیز مگیر و مده و ایشان را ستوه مکن.64فقره ۶۹ - بیم و بادافراه دوزخ را به نگرش کن ( در نظر بگیر)....سایربیم و بادافراه دوزخ را به نگرش کن ( در نظر بگیر).65فقره ۷۰ - به هرکس و هر چیز وستار (سست) و گستاخ مباش....سایربه هرکس و هر چیز وستار (سست) و گستاخ مباش.66فقره ۷۱ - خوش فرمان باش که خوش بهر باشی...سایرخوش فرمان باش که خوش بهر باشی67فقره ۷۲، ۷۳ - بی گناه باش که بی بیم باشی . سپاس دار باش که به نیکویی ارزانی باشی....سایربی گناه باش که بی بیم باشی . سپاس دار باش که به نیکویی ارزانی باشی.68فقره ۷۴ - یگانه باش که واپریکان ( آبرومند) باشی....سایریگانه باش که واپریکان ( آبرومند) باشی.69فقره ۷۵ - راست گوی باش که استوار ( مورد اعتماد) باشی....سایرراست گوی باش که استوار ( مورد اعتماد) باشی.70فقره ۷۶، ۷۷، ۷۸ - خردتن ( فروتن ) باش که بسیار دوست شوی . بس دوست باش که نیکنام شوی. نیکنام باش که خوش زیست باشی ....سایرخردتن ( فروتن ) باش که بسیار دوست شوی . بس دوست باش که نیکنام شوی. نیکنام باش که خوش زیست باشی .71فقره ۷۹ - خوش بهر دین دوست باش که اهرو ( اشو مقدس ) باشی...سایرخوش بهر دین دوست باش که اهرو ( اشو مقدس ) باشی72فقره ۸۰ - روان پرسیدار ( با وجدان و روحانی ) باش که بهشتی بوی....سایرروان پرسیدار ( با وجدان و روحانی ) باش که بهشتی بوی.73فقره ۸۱ - دادار باش که گروزمانی ( ملکوتی ) شوی....سایردادار باش که گروزمانی ( ملکوتی ) شوی.74فقره ۸۲ - زن کسان مفریب ، چه به روان گناه گران بود....سایرزن کسان مفریب ، چه به روان گناه گران بود.75فقره ۸۳ - خرد بوده ( پست و بی اصل ) واپیشوار ( ؟ ) مردم را نگاه مدار ( تفقد و احسان مکن ) چه ترا سپاس نخواهد داشت ....سایرخرد بوده ( پست و بی اصل ) واپیشوار ( ؟ ) مردم را نگاه مدار ( تفقد و احسان مکن ) چه ترا سپاس نخواهد داشت .76فقره ۸۴ - خشم وکین را، روان خویش تباه مساز....سایرخشم وکین را، روان خویش تباه مساز.77فقره ۸۵ - به گفتار و کردار چرب و نماز بر (گرم و متواضع باش ) چه از نماز بردن پشت به نشکند و از چرب پرسیدن دهان گنده نشود....سایربه گفتار و کردار چرب و نماز بر (گرم و متواضع باش ) چه از نماز بردن پشت به نشکند و از چرب پرسیدن دهان گنده نشود.78فقره ۸۶ - فرتم سخن ( سخن عالی ) به دشچهر ( بدذات ) مگوی....سایرفرتم سخن ( سخن عالی ) به دشچهر ( بدذات ) مگوی.79فقره ۸۷ - چون به انجمن خواهی نشست نزدیک مردم دژآگاه منشین که تو نیز دژآگاه نباشی....سایرچون به انجمن خواهی نشست نزدیک مردم دژآگاه منشین که تو نیز دژآگاه نباشی.80فقره ۸۸ - به انجمن سور، هر جای که نشینی بجای برتری منشین کت از آن جای نیاهنجند و به جای فروتر نشانند....سایربه انجمن سور، هر جای که نشینی بجای برتری منشین کت از آن جای نیاهنجند و به جای فروتر نشانند.81فقره ۸۹ - به خواسته و چیزگیتی گستاخ مباش ، چه خواسته و چیز ( مال و منال ) گیتی ایدون همانا چون مرغی است که ازین درخت بر آن درخت نشسته و به هیچ درخت نپاید....سایربه خواسته و چیزگیتی گستاخ مباش ، چه خواسته و چیز ( مال و منال ) گیتی ایدون همانا چون مرغی است که ازین درخت بر آن درخت نشسته و به هیچ درخت نپاید.82فقره ۹۰ - اندر پدر و مادر خویش ترسکار و نیوشنده و فرمان بردار باش ، چه مرد را تا پدر و مادر زنده اند، همانا چون شیر اندر بیشه است از هیچ کس نترسد و او را که پدر و مادر نیست همانا چون زن بیوه است که چیزی از وی بدوسند و او هیچ چیزی نتواند کرد و هر کسی ( او را) بخوار دارد....سایراندر پدر و مادر خویش ترسکار و نیوشنده و فرمان بردار باش ، چه مرد را تا پدر و مادر زنده اند، همانا چون شیر اندر بیشه است از هیچ کس نترسد و او را که پدر…83فقره ۹۱ - دخت خود را به زیرک و دانا مرد ده ، چه زیرک و دانا مرد هر آینه چون زمین نیکوست . کجا تخم بدو افکند و از او بس جورتاک ( ؟ ) اندر آید....سایردخت خود را به زیرک و دانا مرد ده ، چه زیرک و دانا مرد هر آینه چون زمین نیکوست . کجا تخم بدو افکند و از او بس جورتاک ( ؟ ) اندر آید.84فقره ۹۲ - اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی ، به کس دشنام مده ....سایراگر خواهی از کسی دشنام نشنوی ، به کس دشنام مده .85فقره ۹۳ - تند هلک گوی ( عصبانی و دیوانه وار) مباش ، چه تند هلک گوی مردم چنان چون آتش است که اندر بیشه افتد و همه مرغ و ماهی بسوزد و هم خرفستر سوزد....سایرتند هلک گوی ( عصبانی و دیوانه وار) مباش ، چه تند هلک گوی مردم چنان چون آتش است که اندر بیشه افتد و همه مرغ و ماهی بسوزد و هم خرفستر سوزد.86فقره ۹۴ - با آن مرد کجا پدر و مادر از او آزرده و ناخشنودند همکار مباش کت داد به دوبار ندارد - هیچت با آن کس دوستی و دوشارم مباد....سایربا آن مرد کجا پدر و مادر از او آزرده و ناخشنودند همکار مباش کت داد به دوبار ندارد - هیچت با آن کس دوستی و دوشارم مباد.87فقره ۹۵ - شرم و ننگ بدرا، روان خویش به دوزخ مسپار....سایرشرم و ننگ بدرا، روان خویش به دوزخ مسپار.88فقره ۹۶ - سخن دوآیینه ( به دورویی و تذبذب ) مگوی....سایرسخن دوآیینه ( به دورویی و تذبذب ) مگوی.89فقره ۹۷ - به انجمن جایی که نشینی نزدیک دروغ (گوی ) منشین که تو نیز بسیار دردمند نه بوی . (کذا)...سایربه انجمن جایی که نشینی نزدیک دروغ (گوی ) منشین که تو نیز بسیار دردمند نه بوی . (کذا)90فقره ۹۸ - آسان پای ( ضد گرانجان ) باش تا روشن چشم باشی....سایرآسان پای ( ضد گرانجان ) باش تا روشن چشم باشی.