حافظ
غزلیات
حافظ / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
31غزل شماره ۳۱ - آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است...غزلآن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است←32غزل شماره ۳۲ - خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست...غزلخدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست←33غزل شماره ۳۳ - خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است...غزلخلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است←34غزل شماره ۳۴ - رواق منظر چشم من آشیانه توست...غزلرواق منظر چشم من آشیانه توست←35غزل شماره ۳۵ - برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست...غزلبرو به کار خود ای واعظ این چه فریادست←36غزل شماره ۳۶ - تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست...غزلتا سر زلف تو در دست نسیم افتادست←37غزل شماره ۳۷ - بیا که قصر امل سخت سست بنیادست...غزلبیا که قصر امل سخت سست بنیادست←38غزل شماره ۳۸ - بی مهر رخت روز مرا نور نماندست...غزلبی مهر رخت روز مرا نور نماندست←39غزل شماره ۳۹ - باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است...غزلباغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است←40غزل شماره ۴۰ - المنه لله که در میکده باز است...غزلالمنه لله که در میکده باز است←41غزل شماره ۴۱ - اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است...غزلاگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است←42غزل شماره ۴۲ - حال دل با تو گفتنم هوس است...غزلحال دل با تو گفتنم هوس است←43غزل شماره ۴۳ - صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است...غزلصحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است←44غزل شماره ۴۴ - کنون که بر کف گل جام باده صاف است...غزلکنون که بر کف گل جام باده صاف است←45غزل شماره ۴۵ - در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است...غزلدر این زمانه رفیقی که خالی از خلل است←46غزل شماره ۴۶ - گل در بر و می در کف و معشوق به کام است...غزلگل در بر و می در کف و معشوق به کام است←47غزل شماره ۴۷ - به کوی میکده هر سالکی که ره دانست...غزلبه کوی میکده هر سالکی که ره دانست←48غزل شماره ۴۸ - صوفی از پرتو می راز نهانی دانست...غزلصوفی از پرتو می راز نهانی دانست←49غزل شماره ۴۹ - روضه خلد برین خلوت درویشان است...غزلروضه خلد برین خلوت درویشان است←50غزل شماره ۵۰ - به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است...غزلبه دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است←51غزل شماره ۵۱ - لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است...غزللعل سیراب به خون تشنه لب یار من است←52غزل شماره ۵۲ - روزگاریست که سودای بتان دین من است...غزلروزگاریست که سودای بتان دین من است←53غزل شماره ۵۳ - منم که گوشه میخانه خانقاه من است...غزلمنم که گوشه میخانه خانقاه من است←54غزل شماره ۵۴ - ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است...غزلز گریه مردم چشمم نشسته در خون است←55غزل شماره ۵۵ - خم زلف تو دام کفر و دین است...غزلخم زلف تو دام کفر و دین است←56غزل شماره ۵۶ - دل سراپرده محبت اوست...غزلدل سراپرده محبت اوست←57غزل شماره ۵۷ - آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست...غزلآن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست←58غزل شماره ۵۸ - سر ارادت ما و آستان حضرت دوست...غزلسر ارادت ما و آستان حضرت دوست←59غزل شماره ۵۹ - دارم امید عاطفتی از جانب دوست...غزلدارم امید عاطفتی از جانب دوست←60غزل شماره ۶۰ - آن پیک نامور که رسید از دیار دوست...غزلآن پیک نامور که رسید از دیار دوست←