اوحدی
غزلیات
اوحدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
571غزل شماره ۵۷۱ - نه مانند تو زیبایی ببینم...غزلنه مانند تو زیبایی ببینم←572غزل شماره ۵۷۲ - زلف تو اگر به تاب می بینم...غزلزلف تو اگر به تاب می بینم←573غزل شماره ۵۷۳ - مشتاق یارم و به در یار می روم...غزلمشتاق یارم و به در یار می روم←574غزل شماره ۵۷۴ - به پیشگاه قبول ار چه کم دهد راهم...غزلبه پیشگاه قبول ار چه کم دهد راهم←575غزل شماره ۵۷۵ - گر ز من جان طلبد دوست، روانی بدهم...غزلگر ز من جان طلبد دوست، روانی بدهم←576غزل شماره ۵۷۶ - تا کی به در تو سوکوار آیم؟...غزلتا کی به در تو سوکوار آیم؟←577غزل شماره ۵۷۷ - گر یار شوی با من، در عهد تو یار آیم...غزلگر یار شوی با من، در عهد تو یار آیم←578غزل شماره ۵۷۸ - تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته ایم...غزلتا بر آن عارض زیبا نظر انداخته ایم←579غزل شماره ۵۷۹ - چون ساعدت مساعد آنست رشته ایم...غزلچون ساعدت مساعد آنست رشته ایم←580غزل شماره ۵۸۰ - ما تا جمال آن رخ گلرنگ دیده ایم...غزلما تا جمال آن رخ گلرنگ دیده ایم←581غزل شماره ۵۸۱ - ما نور چشم مادر این خاک تیره ایم...غزلما نور چشم مادر این خاک تیره ایم←582غزل شماره ۵۸۲ - باز قلندر شدیم، خانه بر انداختیم...غزلباز قلندر شدیم، خانه بر انداختیم←583غزل شماره ۵۸۳ - بنده عشقیم و سالهاست که هستیم...غزلبنده عشقیم و سالهاست که هستیم←584غزل شماره ۵۸۴ - آن پرده برانداز، که ما نور پرستیم...غزلآن پرده برانداز، که ما نور پرستیم←585غزل شماره ۵۸۵ - امروز عید ماست، که قربان او شدیم...غزلامروز عید ماست، که قربان او شدیم←586غزل شماره ۵۸۶ - ما چشم جهانیم، که این راز بدیدیم...غزلما چشم جهانیم، که این راز بدیدیم←587غزل شماره ۵۸۷ - دیریست تا ز دست غمت جان نمی بریم...غزلدیریست تا ز دست غمت جان نمی بریم←588غزل شماره ۵۸۸ - مادر غم هجران تو، گر زانکه بمیریم...غزلمادر غم هجران تو، گر زانکه بمیریم←589غزل شماره ۵۸۹ - حال این پیکر از آن بتگر دانا پرسیم...غزلحال این پیکر از آن بتگر دانا پرسیم←590غزل شماره ۵۹۰ - عقل صوفی را مهار اندر کشیم...غزلعقل صوفی را مهار اندر کشیم←591غزل شماره ۵۹۱ - کجاست منزل آن کوچ کرده؟ تا برویم...غزلکجاست منزل آن کوچ کرده؟ تا برویم←592غزل شماره ۵۹۲ - مرا با دوست میباید که رویارو سخن گویم...غزلمرا با دوست میباید که رویارو سخن گویم←593غزل شماره ۵۹۳ - از عشق دوری چون کنم؟ کین عشق مستوری شکن...غزلاز عشق دوری چون کنم؟ کین عشق مستوری شکن←594غزل شماره ۵۹۴ - باغ بسان مصر شد از رخ یوسف سمن...غزلباغ بسان مصر شد از رخ یوسف سمن←595غزل شماره ۵۹۵ - تخت شاهی دارد آن ترک ختن...غزلتخت شاهی دارد آن ترک ختن←596غزل شماره ۵۹۶ - چو آتشست به گرمی هوای تابستان...غزلچو آتشست به گرمی هوای تابستان←597غزل شماره ۵۹۷ - نگارینا، به وصل خود دمی ما را ز ما بستان...غزلنگارینا، به وصل خود دمی ما را ز ما بستان←598غزل شماره ۵۹۸ - یاران و دوستداران جمعند و جام گردان...غزلیاران و دوستداران جمعند و جام گردان←599غزل شماره ۵۹۹ - دلا،خوش کرده ای منزل به کوی وصل دلداران...غزلدلا،خوش کرده ای منزل به کوی وصل دلداران←600غزل شماره ۶۰۰ - دلها بربودند و برفتند سواران...غزلدلها بربودند و برفتند سواران←