وحدت کرمانشاهی
دیوان اشعار
وحدت کرمانشاهی / دیوان اشعار
فهرست متن
اشعار و آثار
1غزل شماره ۱ - دل بیتو تمنا نکند کوی منارا...غزلدل بیتو تمنا نکند کوی منارا←2غزل شماره ۲ - بگوی زاهد خودبین بادپیما را...غزلبگوی زاهد خودبین بادپیما را←3غزل شماره ۳ - آتش عشقم بسوخت خرقه ی طاعات را...غزلآتش عشقم بسوخت خرقه ی طاعات را←4غزل شماره ۴ - یا میکده را دربند، ای رند شرابی را...غزلیا میکده را دربند، ای رند شرابی را←5غزل شماره ۵ - بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را...غزلبر باد فنا تا ندهی گرد خودی را←6غزل شماره ۶ - تا نشویید بمی دفتر دانایی را...غزلتا نشویید بمی دفتر دانایی را←7غزل شماره ۷ - هرپنجه یی به پنجه ی ما ناورد شکست...غزلهرپنجه یی به پنجه ی ما ناورد شکست←8غزل شماره ۸ - گردون چوزد لوای(۱)ولایت ببام ما...غزلگردون چوزد لوای(۱)ولایت ببام ما←9غزل شماره ۹ - لبریز تا ز باده نگردید جام ما...غزللبریز تا ز باده نگردید جام ما←10غزل شماره ۱۰ - باز آهنگ جنون کردیم ما...غزلباز آهنگ جنون کردیم ما←11غزل شماره ۱۱ - از یک خروش یارب شب زنده دارها...غزلاز یک خروش یارب شب زنده دارها←12غزل شماره ۱۲ - بشنو ز ما که تجربه کردیم سالها...غزلبشنو ز ما که تجربه کردیم سالها←13غزل شماره ۱۳ - ز دست عقل برنجم بیار جام شراب...غزلز دست عقل برنجم بیار جام شراب←14غزل شماره ۱۴ - عشق بیکسو فکند پرده چو از روی ذات...غزلعشق بیکسو فکند پرده چو از روی ذات←15غزل شماره ۱۵ - هر دلی کز تو شود غمزده، آندل شادست...غزلهر دلی کز تو شود غمزده، آندل شادست←16غزل شماره ۱۶ - بکیش اهل حقیقت کسی که درویش ست...غزلبکیش اهل حقیقت کسی که درویش ست←17غزل شماره ۱۷ - بر آنکه مرید می و معشوقه و جام ست...غزلبر آنکه مرید می و معشوقه و جام ست←18غزل شماره ۱۸ - محرم راز خدایی، دل دیوانه ی ماست...غزلمحرم راز خدایی، دل دیوانه ی ماست←19غزل شماره ۱۹ - تا سر زلف پریشان تو چین در چین ست...غزلتا سر زلف پریشان تو چین در چین ست←20غزل شماره ۲۰ - مقصد من خواجه مولای من است...غزلمقصد من خواجه مولای من است←21غزل شماره ۲۱ - زاهد! نشسته دست ز تن، جانت آرزوست...غزلزاهد! نشسته دست ز تن، جانت آرزوست←22غزل شماره ۲۲ - دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت...غزلدوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت←23غزل شماره ۲۳ - چو پوست، تخت منست و کلاه پشمین تاج...غزلچو پوست، تخت منست و کلاه پشمین تاج←24غزل شماره ۲۴ - دلی که در خم آن زلف تا بدار افتاد...غزلدلی که در خم آن زلف تا بدار افتاد←25غزل شماره ۲۵ - خواجه آنروز که از بندگی آزادم کرد...غزلخواجه آنروز که از بندگی آزادم کرد←26غزل شماره ۲۶ - بعد ازین خدمت آن سروروان خواهم کرد...غزلبعد ازین خدمت آن سروروان خواهم کرد←27غزل شماره ۲۷ - ترک من از خانه بی حجاب برآمد...غزلترک من از خانه بی حجاب برآمد←28غزل شماره ۲۸ - هرکه از تن بگذرد جانش دهند...غزلهرکه از تن بگذرد جانش دهند←29غزل شماره ۲۹ - تا زنگ سیه ز آینه ی دل نزداید...غزلتا زنگ سیه ز آینه ی دل نزداید←30غزل شماره ۳۰ - می خور که هر که می نخورد فصل نوبهار...غزلمی خور که هر که می نخورد فصل نوبهار←