وحدت کرمانشاهی
دیوان اشعار
وحدت کرمانشاهی / دیوان اشعار
فهرست متن
اشعار و آثار
31غزل شماره ۳۱ - مگر شد سینه ام شب وادی طور...غزلمگر شد سینه ام شب وادی طور←32غزل شماره ۳۲ - تا که آیین حقیقت نشناسد ز مجاز...غزلتا که آیین حقیقت نشناسد ز مجاز←33غزل شماره ۳۳ - زاهد خودپرست کو، تا که ز خود رهانمش...غزلزاهد خودپرست کو، تا که ز خود رهانمش←34غزل شماره ۳۴ - آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش...غزلآنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش←35غزل شماره ۳۵ - کردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق...غزلکردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق←36غزل شماره ۳۶ - شد بر فراز مسند دل، بازشاه عشق...غزلشد بر فراز مسند دل، بازشاه عشق←37غزل شماره ۳۷ - آنکه ناید بدلش رحم ز بیماری دل...غزلآنکه ناید بدلش رحم ز بیماری دل←38غزل شماره ۳۸ - تا چند سرگران ز مدار جهان شوم...غزلتا چند سرگران ز مدار جهان شوم←39غزل شماره ۳۹ - ما سالها مجاور میخانه بوده ایم...غزلما سالها مجاور میخانه بوده ایم←40غزل شماره ۴۰ - منت خدای را که خدا را شناختیم...غزلمنت خدای را که خدا را شناختیم←41غزل شماره ۴۱ - با توسن خیال بهر سو شتافتیم...غزلبا توسن خیال بهر سو شتافتیم←42غزل شماره ۴۲ - دی مغبچه ای گفت که ما مظهر یاریم...غزلدی مغبچه ای گفت که ما مظهر یاریم←43غزل شماره ۴۳ - خیز و رو آور بمعراج یقین...غزلخیز و رو آور بمعراج یقین←44غزل شماره ۴۴ - ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او...غزلز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او←45غزل شماره ۴۵ - بعقل غره مشو تند پا منه در راه...غزلبعقل غره مشو تند پا منه در راه←46غزل شماره ۴۶ - از آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده...غزلاز آن می شفقی رنگ یک دو جامم ده←47غزل شماره ۴۷ - رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری...غزلرخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری←48غزل شماره ۴۸ - یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری...غزلیا شب افغان شبی یا سحر آه سحری←49غزل شماره ۴۹ - ز نام بهره نبردیم غیر بدنامی...غزلز نام بهره نبردیم غیر بدنامی←50غزل شماره ۵۰ - صحبت دوستان روحانی...غزلصحبت دوستان روحانی←51غزل شماره ۵۱ - بمن فرمود پیر راه بینی...غزلبمن فرمود پیر راه بینی←