کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

عطار

باب چهل و هفتم: در معانیی که تعلق به شمع دارد

عطار / مختارنامه / باب چهل و هفتم: در معانیی که تعلق به شمع دارد

فهرست متن

اشعار و آثار

112 مورد
31شماره ۳۱ - خورشید ز سوز من سراسیمه بسوخت...سایرخورشید ز سوز من سراسیمه بسوخت32شماره ۳۲ - تا چند قفا ز نیک و بد خواهم خورد...سایرتا چند قفا ز نیک و بد خواهم خورد33شماره ۳۳ - زین کار که در گردن من خواهد بود...سایرزین کار که در گردن من خواهد بود34شماره ۳۴ - چون عین بریدگی بود دوختنم...سایرچون عین بریدگی بود دوختنم35شماره ۳۵ - شمعم که خوشی میان سوزم بکشند...سایرشمعم که خوشی میان سوزم بکشند36شماره ۳۶ - شمعم که غذای من ز من خواهد بود...سایرشمعم که غذای من ز من خواهد بود37شماره ۳۷ - شمعم که چنین زار و نزار آمدهام...سایرشمعم که چنین زار و نزار آمدهام38شماره ۳۸ - گر میسوزم مرا مکن چندین عیب...سایرگر میسوزم مرا مکن چندین عیب39شماره ۳۹ - گفتی چه کنم تا شب من گردد روز...سایرگفتی چه کنم تا شب من گردد روز40شماره ۴۰ - دانی تو که شمع را چرا افروزند...سایردانی تو که شمع را چرا افروزند41شماره ۴۱ - ای دل دیدی که هر که شد زنده بمرد...سایرای دل دیدی که هر که شد زنده بمرد42شماره ۴۲ - امروز منم عهد مصیبت بسته...سایرامروز منم عهد مصیبت بسته43شماره ۴۳ - مائیم ز غم سوخته خوش خوش چون شمع...سایرمائیم ز غم سوخته خوش خوش چون شمع44شماره ۴۴ - در خفیه بسوختم بسی بی آتش...سایردر خفیه بسوختم بسی بی آتش45شماره ۴۵ - چون نیست نصیب من بجز غمخواری...سایرچون نیست نصیب من بجز غمخواری46شماره ۴۶ - تا چند روم که این ره کوته نیست...سایرتا چند روم که این ره کوته نیست47شماره ۴۷ - پیوسته ز عشق جان و تن میسوزم...سایرپیوسته ز عشق جان و تن میسوزم48شماره ۴۸ - سر رفت به باد و من کله میدارم...سایرسر رفت به باد و من کله میدارم49شماره ۴۹ - چون صبح به خنده یک نفس خرسندم...سایرچون صبح به خنده یک نفس خرسندم50شماره ۵۰ - شمعم که ز خود نهان فرو میگریم...سایرشمعم که ز خود نهان فرو میگریم51شماره ۵۱ - ما بحر بلا پیش گرفتیم و شدیم...سایرما بحر بلا پیش گرفتیم و شدیم52شماره ۵۲ - شمعم که حریف آتشم میآید...سایرشمعم که حریف آتشم میآید53شماره ۵۳ - هر لحظه مرا چو شمع سوز افزون شد...سایرهر لحظه مرا چو شمع سوز افزون شد54شماره ۵۴ - داری سر عشق کار از سردرگیر...سایرداری سر عشق کار از سردرگیر55شماره ۵۵ - تا هیچ چو شمعت سر و کار خویش است...سایرتا هیچ چو شمعت سر و کار خویش است56شماره ۵۶ - گر عیاری خشک و ترت سوختنی است...سایرگر عیاری خشک و ترت سوختنی است57شماره ۵۷ - تا تو به بلای عشق تن در ندهی...سایرتا تو به بلای عشق تن در ندهی58شماره ۵۸ - گر هست دلت سوخته جان افروز...سایرگر هست دلت سوخته جان افروز59شماره ۵۹ - ای آن که دل زنده تو مرد از تو...سایرای آن که دل زنده تو مرد از تو60شماره ۶۰ - چون شمع به یک نفس فرو مرده مباش...سایرچون شمع به یک نفس فرو مرده مباش