عطار
باب چهل و هفتم: در معانیی که تعلق به شمع دارد
عطار / مختارنامه / باب چهل و هفتم: در معانیی که تعلق به شمع دارد
فهرست متن
اشعار و آثار
61شماره ۶۱ - آن را که درین حبس فنا باید مرد...سایرآن را که درین حبس فنا باید مرد←62شماره ۶۲ - در عشق چو شمع با خطر نتوان زیست...سایردر عشق چو شمع با خطر نتوان زیست←63شماره ۶۳ - چون گل به دل افروخته میباید بود...سایرچون گل به دل افروخته میباید بود←64شماره ۶۴ - در عشق چو شمع سوز باید آورد...سایردر عشق چو شمع سوز باید آورد←65شماره ۶۵ - چون تن زده سر به راه میباید داشت...سایرچون تن زده سر به راه میباید داشت←66شماره ۶۶ - در شمع نگر فتاده در سوز و گداز...سایردر شمع نگر فتاده در سوز و گداز←67شماره ۶۷ - شمعی که ز درد او کسی باز نگفت...سایرشمعی که ز درد او کسی باز نگفت←68شماره ۶۸ - از دل غم دلفروز میباید دید...سایراز دل غم دلفروز میباید دید←69شماره ۶۹ - بس شب که چو شمع با سحر باید برد...سایربس شب که چو شمع با سحر باید برد←70شماره ۷۰ - شمعی که ز سوز خویش بر خود بگریست...سایرشمعی که ز سوز خویش بر خود بگریست←71شماره ۷۱ - گفتم: شمعا! چند گدازی مگداز...سایرگفتم: شمعا! چند گدازی مگداز←72شماره ۷۲ - گفتم: شمعا! چون همه شب در کاری...سایرگفتم: شمعا! چون همه شب در کاری←73شماره ۷۳ - ای شمع سرافراز چه پنداشتهای...سایرای شمع سرافراز چه پنداشتهای←74شماره ۷۴ - ای شمع! فروختی و لاف آوردی...سایرای شمع! فروختی و لاف آوردی←75شماره ۷۵ - چون شمع دمی نبود خشنود از خویش...سایرچون شمع دمی نبود خشنود از خویش←76شماره ۷۶ - میپرسیدم دوش ز شمع آهسته...سایرمیپرسیدم دوش ز شمع آهسته←77شماره ۷۷ - شمع از در جمع چون درآمد حالی...سایرشمع از در جمع چون درآمد حالی←78شماره ۷۸ - آتش همه با شمع جفا خواهد کرد...سایرآتش همه با شمع جفا خواهد کرد←79شماره ۷۹ - از روغن شمع بوی خون میآید...سایراز روغن شمع بوی خون میآید←80شماره ۸۰ - ای شمع! ترا نیست ز سوز آگاهی...سایرای شمع! ترا نیست ز سوز آگاهی←81شماره ۸۱ - ای شمع! برو که سوختن حد من است...سایرای شمع! برو که سوختن حد من است←82شماره ۸۲ - ای شمع! ترا ز سوز محروم کنند...سایرای شمع! ترا ز سوز محروم کنند←83شماره ۸۳ - ای شمع! تویی علی الیقین دشمن تو...سایرای شمع! تویی علی الیقین دشمن تو←84شماره ۸۴ - ای شمع! چو از آتش افسر کردی...سایرای شمع! چو از آتش افسر کردی←85شماره ۸۵ - ای شمع! اگرچه مجلس افروختهای...سایرای شمع! اگرچه مجلس افروختهای←86شماره ۸۶ - ای شمع! چو تو هیچ کس آشفته ندید...سایرای شمع! چو تو هیچ کس آشفته ندید←87شماره ۸۷ - ای شمع! مگر چنان گمانت افتادست...سایرای شمع! مگر چنان گمانت افتادست←88شماره ۸۸ - از آه دلم کام و زبان میسوزد...سایراز آه دلم کام و زبان میسوزد←89شماره ۸۹ - ای شمع! بلا در تو اثر خواهد کرد...سایرای شمع! بلا در تو اثر خواهد کرد←90شماره ۹۰ - در شمع نگاه کن که جان میسوزد...سایردر شمع نگاه کن که جان میسوزد←