عطار
باب چهل و هفتم: در معانیی که تعلق به شمع دارد
عطار / مختارنامه / باب چهل و هفتم: در معانیی که تعلق به شمع دارد
فهرست متن
اشعار و آثار
91شماره ۹۱ - شمع است که همچو سرکشی میخندد...سایرشمع است که همچو سرکشی میخندد←92شماره ۹۲ - شمعی که به یک دو شب فرو میگذرد...سایرشمعی که به یک دو شب فرو میگذرد←93شماره ۹۳ - ای آتش شمع سوز ناساز مشو...سایرای آتش شمع سوز ناساز مشو←94شماره ۹۴ - ای شمع! دمی از دل مضطر میزن...سایرای شمع! دمی از دل مضطر میزن←95شماره ۹۵ - در عشق تو عقل و سمع میباید باخت...سایردر عشق تو عقل و سمع میباید باخت←96شماره ۹۶ - ماتم زده تو جان سرگشته ماست...سایرماتم زده تو جان سرگشته ماست←97شماره ۹۷ - روی تو که عقل ازو خجل میآید...سایرروی تو که عقل ازو خجل میآید←98شماره ۹۸ - چون شمع ز سوختن دمی دم نزنم...سایرچون شمع ز سوختن دمی دم نزنم←99شماره ۹۹ - تا از سر زلفت خبرم میماند...سایرتا از سر زلفت خبرم میماند←100شماره ۱۰۰ - من شمع توام که گر بسوزم صد بار...سایرمن شمع توام که گر بسوزم صد بار←101شماره ۱۰۱ - بر بوی وصال میدویدم همه سال...سایربر بوی وصال میدویدم همه سال←102شماره ۱۰۲ - پیوسته کتاب هجر میخواهم خواند...سایرپیوسته کتاب هجر میخواهم خواند←103شماره ۱۰۳ - در اشک خود از فرقت آن یار که بود...سایردر اشک خود از فرقت آن یار که بود←104شماره ۱۰۴ - گفتم: جانا! عهد و قرارت این است...سایرگفتم: جانا! عهد و قرارت این است←105شماره ۱۰۵ - دل بی غم دلفروز نتوان آورد...سایردل بی غم دلفروز نتوان آورد←106شماره ۱۰۶ - دی میگفتم دست من و دامن او...سایردی میگفتم دست من و دامن او←107شماره ۱۰۷ - امروز منم فتاده زان دلکش باز...سایرامروز منم فتاده زان دلکش باز←108شماره ۱۰۸ - چون نیست امید غمگسارم نفسی...سایرچون نیست امید غمگسارم نفسی←109شماره ۱۰۹ - ای شمع! کسی که چون تو آغشته بود...سایرای شمع! کسی که چون تو آغشته بود←110شماره ۱۱۰ - ای شمع جهان فروز! در هر نفسی...سایرای شمع جهان فروز! در هر نفسی←111شماره ۱۱۱ - ای آتش شمع بر تن لاغر او...سایرای آتش شمع بر تن لاغر او←112شماره ۱۱۲ - چون شمع یک آغشته تنها بنمای...سایرچون شمع یک آغشته تنها بنمای←