کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

آواره

1

نیمه شب بود غمی تازه نفس، ره خوابم زد و ماندم بیدار

ریخت از پرتو لرزنده شمع، سایه دسته گلی بر دیوار

2

همه گل بود ولی روح نداشت، سایه ای مضطرب و لرزان بود

چهره ای سرد و غم انگیز و سیاه، گوییا مرده سرگردان بود

3

شمع خاموش شد از تندی باد، اثر از سایه به دیوار نماند!

کس نپرسید کجا رفت ؟ که بود ؟، که دمی چند در این جا گذراند ؟

4

این منم خسته در این کلبه ی تنگ، جسم درمانده ام از روح جداست ؟

من اگر سایه خویشم یا رب! روح آواره من کیست ؟ کجاست ؟

متن شعر کپی شد.