مصرع نخست · شماره 17صورت از بند طبع باز رهدشاعرسناییاثرفی الشوققالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14شوق شوقت چو حور بنوازد#15چون برون رفت جان ز دروازه#16دل کهنه ازو شود تازه#17صورت از بند طبع باز رهدانتخابشده18دل ودیعت به روح باز دهد#19افتد از سیر جان بی اندازه#20از زمین تا به عرش آوازه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «فی الشوق» است.سطر پیشیندل کهنه ازو شود تازه→سطر بعدیدل ودیعت به روح باز دهد←