مصرع نخست · شماره 15گنه مرغ بی زبان ز چه بودشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12دل و جان اندرین سخن پیوست#13هردو را پیش خواند و مرغ بخواست#14شحنه را گفت اگر نگویی راست#15گنه مرغ بی زبان ز چه بودانتخابشده16من برآرم ز روزگار تو دود#17آنکه جان دارد و زبانش نیست#18تو چه دانی که رنج جانش نیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «حکایت» است.سطر پیشینشحنه را گفت اگر نگویی راست→سطر بعدیمن برآرم ز روزگار تو دود←