مصرع دوم · شماره 16من برآرم ز روزگار تو دودشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.13هردو را پیش خواند و مرغ بخواست#14شحنه را گفت اگر نگویی راست#15گنه مرغ بی زبان ز چه بود#16من برآرم ز روزگار تو دودانتخابشده17آنکه جان دارد و زبانش نیست#18تو چه دانی که رنج جانش نیست#19بشنو از من تو این سخن به درست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 16 از «حکایت» است.سطر پیشینگنه مرغ بی زبان ز چه بود→سطر بعدیآنکه جان دارد و زبانش نیست←