نثر · شماره 7
رضا نظر دل بود به اختیار قدیم خدای مر بنده را؛ یعنی هرچه به وی رسد داند که این را ارادتی قدیم و حکمی سابق است بر من، مضطرب نگردد و خرم باشد.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
رضا فاضل تر از زهد؛ از آن چه راضی را تمنا نباشد و زاهد صاحب تمنا بود؛ یعنی فوق منزلت زهد منزلتی دیگر هست که زاهد را بدان منزلت تمنا بود و فوق رضا هیچ منزلتی نیست تا راضی را بدان تمنا افتد. پس پیشگاه فاضل تر از درگاه.
# - 5
و این حکایت دلیل است بر صحت قول محاسبی که رضا از جملۀ احوال است و ازمواهب ذوالجلال، نه از مکاسب بنده و احتیال، و نیز احتمال کند که راضی را تمنا نباشد و از پیغمبر علیه السلام می آید اندر دعواتش: «اسالک الرضا بعد القضا.» بارخدایا، از تو خواهم که مرا راضی داری از پس آن که قضا به من آید؛ یعنی مرا به صفتی داری که چون قضای مقدر تو به من آید مرا به ورود خود راضی یابد. این جا درست شد که رضا قبل ورود القضا درست نیاید؛ از آن چه آن عزم باشد بر رضا و عزم رضا عین رضا نباشد.
# - 6
و ابوالعباس بن عطا گوید، رضی الله عنه: «الرضا نظر القلب الی قدیم اختیار الله للعبد.»
# - 7
رضا نظر دل بود به اختیار قدیم خدای مر بنده را؛ یعنی هرچه به وی رسد داند که این را ارادتی قدیم و حکمی سابق است بر من، مضطرب نگردد و خرم باشد.
انتخابشده - 8
و حارث محاسبی، صاحب مذهب رضی الله عنه گوید: «الرضا سکون القلب تحت مجاری الاحکام.»
# - 9
رضا سکون دل بود اندر تحت مجاری احکام، بر آن چه باشد و اندر این مذهب وی قوی است؛ از آن چه سکون و طمانینت دل از مکاسب بنده نیست؛ که از مواهب خدای است جل جلاله و دلیل کند که رضا از احوال بود نه از مقام.
# - 10
گویند که عتبه الغلام شبی نخفت و تا روز می گفت: «ان تعذبنی فانا لک محب و ان ترحمنی فانا لک محب.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «فصل» است.