نثر · شماره 8
و حارث محاسبی، صاحب مذهب رضی الله عنه گوید: «الرضا سکون القلب تحت مجاری الاحکام.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
و این حکایت دلیل است بر صحت قول محاسبی که رضا از جملۀ احوال است و ازمواهب ذوالجلال، نه از مکاسب بنده و احتیال، و نیز احتمال کند که راضی را تمنا نباشد و از پیغمبر علیه السلام می آید اندر دعواتش: «اسالک الرضا بعد القضا.» بارخدایا، از تو خواهم که مرا راضی داری از پس آن که قضا به من آید؛ یعنی مرا به صفتی داری که چون قضای مقدر تو به من آید مرا به ورود خود راضی یابد. این جا درست شد که رضا قبل ورود القضا درست نیاید؛ از آن چه آن عزم باشد بر رضا و عزم رضا عین رضا نباشد.
# - 6
و ابوالعباس بن عطا گوید، رضی الله عنه: «الرضا نظر القلب الی قدیم اختیار الله للعبد.»
# - 7
رضا نظر دل بود به اختیار قدیم خدای مر بنده را؛ یعنی هرچه به وی رسد داند که این را ارادتی قدیم و حکمی سابق است بر من، مضطرب نگردد و خرم باشد.
# - 8
و حارث محاسبی، صاحب مذهب رضی الله عنه گوید: «الرضا سکون القلب تحت مجاری الاحکام.»
انتخابشده - 9
رضا سکون دل بود اندر تحت مجاری احکام، بر آن چه باشد و اندر این مذهب وی قوی است؛ از آن چه سکون و طمانینت دل از مکاسب بنده نیست؛ که از مواهب خدای است جل جلاله و دلیل کند که رضا از احوال بود نه از مقام.
# - 10
گویند که عتبه الغلام شبی نخفت و تا روز می گفت: «ان تعذبنی فانا لک محب و ان ترحمنی فانا لک محب.»
# - 11
اگر مرا به دوزخ عذاب کنی دوست توام و اگر بر من رحمت کنی دوست توام؛ یعنی الم عذاب و لذت نعمت بر تن بود و فلق دوستی اندر دل این مر آن را مضادت نکند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «فصل» است.