کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 11

اگر مرا به دوزخ عذاب کنی دوست توام و اگر بر من رحمت کنی دوست توام؛ یعنی الم عذاب و لذت نعمت بر تن بود و فلق دوستی اندر دل این مر آن را مضادت نکند.

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 8

    و حارث محاسبی، صاحب مذهب رضی الله عنه گوید: «الرضا سکون القلب تحت مجاری الاحکام.»

    #
  2. 9

    رضا سکون دل بود اندر تحت مجاری احکام، بر آن چه باشد و اندر این مذهب وی قوی است؛ از آن چه سکون و طمانینت دل از مکاسب بنده نیست؛ که از مواهب خدای است جل جلاله و دلیل کند که رضا از احوال بود نه از مقام.

    #
  3. 10

    گویند که عتبه الغلام شبی نخفت و تا روز می گفت: «ان تعذبنی فانا لک محب و ان ترحمنی فانا لک محب.»

    #
  4. 11

    اگر مرا به دوزخ عذاب کنی دوست توام و اگر بر من رحمت کنی دوست توام؛ یعنی الم عذاب و لذت نعمت بر تن بود و فلق دوستی اندر دل این مر آن را مضادت نکند.

    انتخاب‌شده
  5. 12

    و این سخن تاکید قول محاسبی است، که رضا نتیجۀ محبت بود؛ که محب راضی بود بدانچه محبوب کند. اگر در عذاب دارد با دوستی خرم بود و اگر در نعمت بود از دوستی محجوب نگردد و اختیار خود فرو گذارد اندر مقابلۀ اختیار حق.

    #
  6. 13

    ابوعثمان حیری گوید، رضی الله عنه: «منذ اربعین سنه ما اقامنی الله فی حال فکرهته وما نقلنی الی غیر فسخطته.»

    #
  7. 14

    چهل سال است تا خداوند تعالی مرا اندر هر حال که داشته است مکره نبوده ام و از هیچ حال مرا به حال دیگر نقل نکرده است که من اندر آن ساخط بوده ام و این اشارت به دوام رضا و کمال محبت بود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 11 از «فصل» است.