نثر · شماره 14
و گویند: «اگر ولایت، کرامت واجب کردی بایستی تا همه مومنان را کرامت بودی؛ از آن چه در ایمان مشترک اند و چون در اصل مشترک باشند، باید تا در فرع نیز مشترک باشند.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
گوییم مر آن گروه را که: «اندر معرفت او مر خود را چه زیان و آفت است؟» گویند: «معجب شود به خود چون بداند که ولی ام.» گوییم: شرط ولایت حفظ حق بود و آن که از آفت محفوظ بود، این بروی روانباشد. و این سخنی سقط عامیانه باشد سخت که کسی ولی باشد و بر وی کرامات ناقض عادت می گذرد و وی نداند که من ولی ام و این کرامات است!
# - 12
و گروهی از عوام این گروه را تقلید کرده اند و بعضی آن گروه را و سخن ایشان معتبر نیست.
# - 13
اما معتزله کلیت تخصیص کرامات را منکر شوند و حقیقت ولایت کرامات تخصیص بود و گویند: «همه مسلمانان اولیای خدایند جل جلاله چون مطیع باشند؛ که هر که به احکام ایمان قیام کرد و صفات خدای و رویت وی را منکر شد، و مومن را خلود در دوزخ روا داشت و به جواز تکلیف بر مجرد عقل بی ورود رسل و نزول کتب مقر آمد وی ولی بود به نزدیک همه مسلمانان.» این چنین کس ولی بود اما ولی شیطان.
# - 14
و گویند: «اگر ولایت، کرامت واجب کردی بایستی تا همه مومنان را کرامت بودی؛ از آن چه در ایمان مشترک اند و چون در اصل مشترک باشند، باید تا در فرع نیز مشترک باشند.»
انتخابشده - 15
و آنگاه گویند که: «روا باشد که مومن و کافر را کرامت بود، و آن چون گرسنگی باشد اندر سفری که میزبانی پدید آید و یا مانده ای که کسی وی را بر ستوری نشاند، و مانند این.»
# - 16
و گویند: «اگر روا بودی که کسی مسافتی به یک شب قطع کردی بایستی تا پیغامبری را بودی. چون پیغامبر علیه السلام قصد مکه کرد خداوند تعالی فرمود: «وتحمل اثقالکم الی بلد لم تکونوا بالغیه الا بشق الانفس (۷/النحل).»
# - 17
گوییم: قول شما باطل است باطلاق؛ بدانچه حق تعالی فرمود: «سبحان الذی اسری بعبده لیلا... الآیه (۱/الاسراء).»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «فصل» است.