نثر · شماره 103
دیگری به خواب دید پرسید که: حق با تو چه کرد؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 100
گفت: بدانکه تا او زنده بود در جمله راه بغداد روث ستوری دیده نبود. این برخلاف عادت دیدم، دانستم که بشرنمانده است.
# - 101
بعد از مرگ او را به خواب دیدند. گفتند: خدای با تو چه کرد؟
# - 102
گفت: با من عتاب کرد. گفت: در دنیا ا زمن چرا چندین ترسید ی؟ اما علمت ان الکرم صفتی. ندانستی که کرم صفت من است؟
# - 103
دیگری به خواب دید پرسید که: حق با تو چه کرد؟
انتخابشده - 104
و گفت: مرا آمرزید و فرمود کل یا من لم یاکل و اشرب یا من لم یشرب لاجلی. بخور ای آنکه از برای ما نخوردی و بیاشام ای آنکه از برای ما نیاشامیدی.
# - 105
دیگری به خوابش دید. و گفت: خدای با تو چه کرد؟
# - 106
گفت: مرا بیامرزید و یک نیمه از بهشت مرا مباح گردانید، و مرا گفت یا بشر! تا بودی اگر مرا در آتش سجده کردی، شکر آن نگزاردی که تو را در دل بندگان خود جای دادم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 103 از «ذکر بشر حافی رحمه الله علیه» است.