نثر · شماره 102
گفت: با من عتاب کرد. گفت: در دنیا ا زمن چرا چندین ترسید ی؟ اما علمت ان الکرم صفتی. ندانستی که کرم صفت من است؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 99
نگرستند، چنان بود. گفند: به چه دانستی؟
# - 100
گفت: بدانکه تا او زنده بود در جمله راه بغداد روث ستوری دیده نبود. این برخلاف عادت دیدم، دانستم که بشرنمانده است.
# - 101
بعد از مرگ او را به خواب دیدند. گفتند: خدای با تو چه کرد؟
# - 102
گفت: با من عتاب کرد. گفت: در دنیا ا زمن چرا چندین ترسید ی؟ اما علمت ان الکرم صفتی. ندانستی که کرم صفت من است؟
انتخابشده - 103
دیگری به خواب دید پرسید که: حق با تو چه کرد؟
# - 104
و گفت: مرا آمرزید و فرمود کل یا من لم یاکل و اشرب یا من لم یشرب لاجلی. بخور ای آنکه از برای ما نخوردی و بیاشام ای آنکه از برای ما نیاشامیدی.
# - 105
دیگری به خوابش دید. و گفت: خدای با تو چه کرد؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 102 از «ذکر بشر حافی رحمه الله علیه» است.