نثر · شماره 105
دیگری به خوابش دید. و گفت: خدای با تو چه کرد؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 102
گفت: با من عتاب کرد. گفت: در دنیا ا زمن چرا چندین ترسید ی؟ اما علمت ان الکرم صفتی. ندانستی که کرم صفت من است؟
# - 103
دیگری به خواب دید پرسید که: حق با تو چه کرد؟
# - 104
و گفت: مرا آمرزید و فرمود کل یا من لم یاکل و اشرب یا من لم یشرب لاجلی. بخور ای آنکه از برای ما نخوردی و بیاشام ای آنکه از برای ما نیاشامیدی.
# - 105
دیگری به خوابش دید. و گفت: خدای با تو چه کرد؟
انتخابشده - 106
گفت: مرا بیامرزید و یک نیمه از بهشت مرا مباح گردانید، و مرا گفت یا بشر! تا بودی اگر مرا در آتش سجده کردی، شکر آن نگزاردی که تو را در دل بندگان خود جای دادم.
# - 107
دیگری به خوابش دید. گفت: خدای با تو چه کرد؟
# - 108
گفت: فرمان آمد که مرحبا ای بشر! آن ساعتی که تو را جان بر می داشتند هیچ نبود در روی زمین از تو دوست تر.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 105 از «ذکر بشر حافی رحمه الله علیه» است.