نثر · شماره 686
گفت: ترسیدم که مگر غیبت کرده ای.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 683
نقل است که روزی جوانی بیامد و در پای عبدالله افتاد و زار زار بگریست. و گفت گناهی کرده ام. از شرم نمی توانم گفت:
# - 684
عبدالله گفت: بگوی تا چه کرده ای؟
# - 685
گفت: زنا کرده ام.
# - 686
گفت: ترسیدم که مگر غیبت کرده ای.
انتخابشده - 687
و مردی گفت که او مرا وصیت کرد و گفت: خدای را نگاه دار.
# - 688
گفتم: تفسیر این چیست؟
# - 689
گفت: همیشه چنان باش که گویی خدای را می بینی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 686 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.