کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 27

جعفر گفت: این کار به نسبت تعلق ندارد. این را علم باید.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 24

    پس سفیان در راه بگریخت و در کشتی پنهان شد. گفت: مرا پنهان دارید که سرم بخواهند برید. به تاویل آن خبر که رسول علیه السلام فرموده است من جعل قاضیآ فقد ذبح بغیر سکین. هرکه را قاضی گردانیدند بی کارش بکشتند.

    #
  2. 25

    پس ملاح او را پنهان کرد و این هرسه پیش منصور شدند. اول ابوحنیفه را گفت: تو را قضا می باید کرد.

    #
  3. 26

    گفت: ایهاالامیر! من مردی ام نه از عرب. و سادات عرب به حکم من راضی نباشند.

    #
  4. 27

    جعفر گفت: این کار به نسبت تعلق ندارد. این را علم باید.

    انتخاب‌شده
  5. 28

    ابوحنیفه گفت: من این کار را نشایم و دراین قول که گفتم نشایم، اگر راست می گویم نشایم و اگر دروغ می گویم، دروغ زن قضای مسلمانان را نشاید و تو خلیفه خدایی. روا مدار که دروغ گویی را خلیفه خود کنی و اعتماد خون و مال مسلمانان بر وی کنی.

    #
  6. 29

    این بگفت و نجات یافت. پس مسعر پیش خلیفه رفت و دست خلیفه بگرفت و گفت: چگونه ای ومستورات و فرزندانت چگونه اند؟

    #
  7. 30

    منصور گفت: او را بیرون کنید که دیوانه است.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 27 از «ذکر امام ابوحنیفه رضی الله عنه» است.