کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 11

جوانی به در خانه امام احمد شد وآواز داد. گفتند: کیست؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 8

    گفت: از برای خدای مرا می زدند، پنداشتند که بر باطل ام.

    #
  2. 9

    به مجرد زخم چوب با ایشان به قیامت هیچ خصومت ندارم.

    #
  3. 10

    نقل است که جوانی مادری بیمار داشت و زمن شده. روزی گفت: ای فرزند! اگر خشنودی من می خواهی پیش امام احمد رو و بگو تا دعا کند برای من. مگر حق تعالی صحت دهد که مرا دل از این بیماری بگرفت.

    #
  4. 11

    جوانی به در خانه امام احمد شد وآواز داد. گفتند: کیست؟

    انتخاب‌شده
  5. 12

    گفت: محتاجی.

    #
  6. 13

    وحال باز گفت که: مادری بیمار دارم و از تو دعایی می طلبد.

    #
  7. 14

    امام عظیم کراهیت داشت از آن معنی که مرا خود چرا می شناسد. پس امام برخاست و غسل کرد و به نماز مشغول شد. خادم امام گفت: ای جوان! تو بازگرد که امام به کار تو مشغول است.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 11 از «ذکر امام احمد حنبل قدس الله روحه» است.