نثر · شماره 9
گفتند: ایشان علمای ربانی اند. به سلام سلطانان نروند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
گفتند: همه آمده اند مگر دو تن. گفت: ایشان کیانند؟
# - 7
گفتند: احمد حرب و محمد اسلم الطوسی رحمهما الله.
# - 8
گفت: چرا به نزد ما نیامدند؟
# - 9
گفتند: ایشان علمای ربانی اند. به سلام سلطانان نروند.
انتخابشده - 10
گفت: اگر ایشان به سلام ما نیایند، ما به سلام ایشان رویم.
# - 11
به نزدیک احمد حرب رفت. یکی گفت: عبد الله طاهر می آید. گفت: چاره ای نیست.
# - 12
درآمد. احمد برپای خاست و سر در پیش افگنده می بود. ساعتی تمام پس سربرآورد و در وی می نگریست. گفت: شنوده بودم که مردی نیکو روی، ولیکن منظر بیش از آن است. نیکورویتر از آنی که خبر دادند. اکنون این روی نیکو را به معصیت و مخالفت امر خدای زشت مگردان.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «ذکر محمد اسلم الطوسی قدس الله روحه» است.