کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 96

و گفت: اهل معرفت خدای اصحاب اعرافند همه را بنشان او شناسند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 93

    و گفت: هرکه خدای را شناخت غرقه گشت در دریای اندوه و شادی.

    #
  2. 94

    و گفت: غایت معرفت حیرت است و دهشت.

    #
  3. 95

    و گفت: اول مقام معرفت آنست که بنده را یقین دهد در سر وی و جمله جوارح وی بدان یقین آرام گیرد، یعنی خاطره های بد از ضعف یقین بود.

    #
  4. 96

    و گفت: اهل معرفت خدای اصحاب اعرافند همه را بنشان او شناسند.

    انتخاب‌شده
  5. 97

    و گفت: صادق آن بود که خدای تعالی فریشته بر وی گمارد که چون وقت نماز درآید بنده ای برگمارد تا نماز کند و اگر خفته شد بیدار کند.

    #
  6. 98

    و گفت: از توبه ؟ نومیدی بیش از آن بود که از توبه کفار و اهل معاصی.

    #
  7. 99

    و گفت: لااله الاالله لازم است خلق را اعتقاد بدان، بدل و اعتراف بدان، بزبان و وفا بدان بفعل.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 96 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.