کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 97

و گفت: صادق آن بود که خدای تعالی فریشته بر وی گمارد که چون وقت نماز درآید بنده ای برگمارد تا نماز کند و اگر خفته شد بیدار کند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 94

    و گفت: غایت معرفت حیرت است و دهشت.

    #
  2. 95

    و گفت: اول مقام معرفت آنست که بنده را یقین دهد در سر وی و جمله جوارح وی بدان یقین آرام گیرد، یعنی خاطره های بد از ضعف یقین بود.

    #
  3. 96

    و گفت: اهل معرفت خدای اصحاب اعرافند همه را بنشان او شناسند.

    #
  4. 97

    و گفت: صادق آن بود که خدای تعالی فریشته بر وی گمارد که چون وقت نماز درآید بنده ای برگمارد تا نماز کند و اگر خفته شد بیدار کند.

    انتخاب‌شده
  5. 98

    و گفت: از توبه ؟ نومیدی بیش از آن بود که از توبه کفار و اهل معاصی.

    #
  6. 99

    و گفت: لااله الاالله لازم است خلق را اعتقاد بدان، بدل و اعتراف بدان، بزبان و وفا بدان بفعل.

    #
  7. 100

    و گفت: اول توبه اجابت است پس اقابت است پس توبه است پس استغفار اجابت بفعل بود و انابت بدل و توبه به نیت و استغفار از تقصیر.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 97 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.