نثر · شماره 94
و گفت: غایت معرفت حیرت است و دهشت.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 91
و گفت: خدای را هیچ عبادت نکنند. فاضلتر از مخالفت هوا و نفس.
# - 92
و گفت: هرکه نفس خود را نشاسد برای خداوند خویش را نشناسد برای نفس خویش.
# - 93
و گفت: هرکه خدای را شناخت غرقه گشت در دریای اندوه و شادی.
# - 94
و گفت: غایت معرفت حیرت است و دهشت.
انتخابشده - 95
و گفت: اول مقام معرفت آنست که بنده را یقین دهد در سر وی و جمله جوارح وی بدان یقین آرام گیرد، یعنی خاطره های بد از ضعف یقین بود.
# - 96
و گفت: اهل معرفت خدای اصحاب اعرافند همه را بنشان او شناسند.
# - 97
و گفت: صادق آن بود که خدای تعالی فریشته بر وی گمارد که چون وقت نماز درآید بنده ای برگمارد تا نماز کند و اگر خفته شد بیدار کند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 94 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.