کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 94

و گفت: غایت معرفت حیرت است و دهشت.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 91

    و گفت: خدای را هیچ عبادت نکنند. فاضلتر از مخالفت هوا و نفس.

    #
  2. 92

    و گفت: هرکه نفس خود را نشاسد برای خداوند خویش را نشناسد برای نفس خویش.

    #
  3. 93

    و گفت: هرکه خدای را شناخت غرقه گشت در دریای اندوه و شادی.

    #
  4. 94

    و گفت: غایت معرفت حیرت است و دهشت.

    انتخاب‌شده
  5. 95

    و گفت: اول مقام معرفت آنست که بنده را یقین دهد در سر وی و جمله جوارح وی بدان یقین آرام گیرد، یعنی خاطره های بد از ضعف یقین بود.

    #
  6. 96

    و گفت: اهل معرفت خدای اصحاب اعرافند همه را بنشان او شناسند.

    #
  7. 97

    و گفت: صادق آن بود که خدای تعالی فریشته بر وی گمارد که چون وقت نماز درآید بنده ای برگمارد تا نماز کند و اگر خفته شد بیدار کند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 94 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.