نثر · شماره 98
و گفت: از توبه ؟ نومیدی بیش از آن بود که از توبه کفار و اهل معاصی.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 95
و گفت: اول مقام معرفت آنست که بنده را یقین دهد در سر وی و جمله جوارح وی بدان یقین آرام گیرد، یعنی خاطره های بد از ضعف یقین بود.
# - 96
و گفت: اهل معرفت خدای اصحاب اعرافند همه را بنشان او شناسند.
# - 97
و گفت: صادق آن بود که خدای تعالی فریشته بر وی گمارد که چون وقت نماز درآید بنده ای برگمارد تا نماز کند و اگر خفته شد بیدار کند.
# - 98
و گفت: از توبه ؟ نومیدی بیش از آن بود که از توبه کفار و اهل معاصی.
انتخابشده - 99
و گفت: لااله الاالله لازم است خلق را اعتقاد بدان، بدل و اعتراف بدان، بزبان و وفا بدان بفعل.
# - 100
و گفت: اول توبه اجابت است پس اقابت است پس توبه است پس استغفار اجابت بفعل بود و انابت بدل و توبه به نیت و استغفار از تقصیر.
# - 101
و گفت: صوفی آن بود که صافی شود از کدر و پر شود از فکر و در قرب خدای منقطع شود از بشر و یکسان شود در چشم او خاک و زر.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 98 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.