کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 215

و گفت: آنرا که اندیشه بدل درآید که از آن استغفار باید کردن دوستی را نشاید.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 212

    وگفت: هر که از خدا به خدا نگرد خلق را نبیند.

    #
  2. 213

    و گفت: مثل جان چون مرغی است که پری به مشرق دارد و پری به مغرب و پاء بثری و سر بدانجا که آنرا نشان نتوان کرد.

    #
  3. 214

    وگفت: دوست چون با دوست حاضر آید همه دوست را بیند خویشتن را نبیند.

    #
  4. 215

    و گفت: آنرا که اندیشه بدل درآید که از آن استغفار باید کردن دوستی را نشاید.

    انتخاب‌شده
  5. 216

    و گفت: سرجوانمردان را خدای تعالی بدان جهان و بدین جهان آشکارا نکند و ایشان نیز آشکارا نکنند.

    #
  6. 217

    و گفت: اندکی تعظیم به از بسیاری علم و عبادت وزهد.

    #
  7. 218

    و گفت: خدای تعالی موسی را علیه السلام گفت: لن ترانی زبان همه جوانمردان از این سوال و سخن خاموش گردید.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 215 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.