مصرع نخست · شماره 13
تو را گر عشق جان تازه بخشید، شرار رنج ها بال و پرت سوخت
شاعرفریدون مشیریاثرآیینه
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
تو را عشق این چنین بر باد داده، مگر از زندگانی بیزار بودی؟
# - 11
هوای دلبری داری و شک نیست، که تیر عشق بر جانت نشسته
# - 12
دل شیدای تو پیوسته با دوست، به عشق دوست از عالم گسسته
# - 13
تو را گر عشق جان تازه بخشید، شرار رنج ها بال و پرت سوخت
انتخابشده - 14
وگر با ناامیدی پنجه کردی، غمی دیگر به نوعی دیگرت سوخت
# - 15
تو می گویی بلای جان عاشق، شب هجران و غم های فراق است؟
# - 16
ولی چشمان بی تاب تو گوید، بلای جان عاشق اشتیاق است
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «آیینه» است.