مصرع نخست · شماره 19
چرا با محنت و غم خو گرفتی، چرا از یاد بردی خویشتن را؟
شاعرفریدون مشیریاثرآیینه
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 16
ولی چشمان بی تاب تو گوید، بلای جان عاشق اشتیاق است
# - 17
تو را چشمان این آیینه بی شک، هزاران بار با لبخند دیده
# - 18
وگر صد ناروا کردی تحمل،کم و بیش از جهان خرسند دیده
# - 19
چرا با محنت و غم خو گرفتی، چرا از یاد بردی خویشتن را؟
انتخابشده - 20
به روی تو در شادی گشوده ست، رها کن دامن رنج و محن را
# - 21
ز فرط بیقراری می کشم آه، دلم از درد هجران در فشار است
# - 22
نمی بینم دگر همصحبتم را؛ فریدون رفته و آیینه تار است
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 19 از «آیینه» است.