مصرع نخست · شماره 17
چون شبنمی که لغزد بر چهر یاسمن، لغزید روی گونه او اشک شرم او
شاعرفریدون مشیریاثراشک شوق
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 14
سر می کشید شعله آه من از نگاه، گویی میان سینه، دل آتش گرفته بود
# - 15
او بود و عشق بود و صفا بود و آرزو، لبخند شوق بود و تمنای بوسه بود
# - 16
بی تاب و بیقرار، نگاه گریز پا، هر لحظه سوی لعل لبش بال می گشود
# - 17
چون شبنمی که لغزد بر چهر یاسمن، لغزید روی گونه او اشک شرم او
انتخابشده - 18
دستم به گرد گردن آن ماه حلقه شد، آمیخت آه من به نفس های گرم او!
# - 19
دل ها تپید و راه نظر بست اشک شوق، بر جان بی شکیب، شرار تب اوفتاد
# - 20
آغوش تنگ تر شد و بازو فشرده تر، لرزید سینه ای و لبی بر لب اوفتاد!
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 17 از «اشک شوق» است.