مصرع دوم · شماره 6
مرگ بر زاری من می خندید، زندگی بار گران بود به دوش
شاعرفریدون مشیریاثرآغوش امید
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
پیش چشمم همه جا بود سیاه، نا امید از همه چیز و همه کس
# - 4
سیر از خویش و گریزان از خلق، کرده پیوند به نومیدی و بس
# - 5
آرزوها همه تاریک و تباه، سخنم تلخ ، چراغم خاموش
# - 6
مرگ بر زاری من می خندید، زندگی بار گران بود به دوش
انتخابشده - 7
پرده یاس نمی داد امان، تا ببینم که چه زیباست جهان
# - 8
دست در دامن امید زدم، یافتم زندگی جاویدان
# - 9
حالیا چشم دلم بر همه چیز، کند از روزن امید نگاه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «آغوش امید» است.