مصرع نخست · شماره 7
بسی گفتند: «دل از عشق برگیر! که نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
شاعرفریدون مشیریاثرزهر شیرین
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
شراب جام خورشیدی، که جان را، نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست.
# - 5
به آسانی، مرا از من ربودی، درون کوره ی غم آزمودی
# - 6
دلت آخر به سرگردانیم سوخت، نگاهم را به زیبایی گشودی
# - 7
بسی گفتند: «دل از عشق برگیر! که نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
انتخابشده - 8
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم، که این زهر است، اما! نوشداروست...!
# - 9
چه غم دارم که این زهر تب آلود، تنم را در جدایی می گدازد
# - 10
از آن شادم که در هنگامه درد؛ غمی شیرین دلم را می نوازد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «زهر شیرین» است.