مصرع نخست · شماره 3مردم بیگانه را یارای دیدار تو نیستشاعرسایهاثرناز و نوشقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1تا خیال دلکشت گل ریخت در آغوش چشم#2صد بهارم نقش زد بر پرده ی گل پوش چشم#3مردم بیگانه را یارای دیدار تو نیستانتخابشده4خفته ای چون روشنایی گرچه در آغوش چشم#5وقت آن آمد که ساغر پر کنیم از خون دل#6کز می لعلت تهی شد جام حسرت نوش چشم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «ناز و نوش» است.سطر پیشینصد بهارم نقش زد بر پرده ی گل پوش چشم→سطر بعدیخفته ای چون روشنایی گرچه در آغوش چشم←