مصرع دوم · شماره 4خفته ای چون روشنایی گرچه در آغوش چشمشاعرسایهاثرناز و نوشقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1تا خیال دلکشت گل ریخت در آغوش چشم#2صد بهارم نقش زد بر پرده ی گل پوش چشم#3مردم بیگانه را یارای دیدار تو نیست#4خفته ای چون روشنایی گرچه در آغوش چشمانتخابشده5وقت آن آمد که ساغر پر کنیم از خون دل#6کز می لعلت تهی شد جام حسرت نوش چشم#7چشم و دل، نادیده، بر آن حسم پنهان عاشق اند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «ناز و نوش» است.سطر پیشینمردم بیگانه را یارای دیدار تو نیست→سطر بعدیوقت آن آمد که ساغر پر کنیم از خون دل←