نثر · شماره 127
« ؟ است. باید چیزهای حرارتی بخوری. حالا مبادا وقت بزنگاه پات درد بگیره، نتوانیم برویم
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 124
«؟ احمد
# - 125
در جواب او احمد بزور لبخند زد، ربابه گمان کرد برای پا دردش است. باز گفت :
# - 126
میدونی، فرار که کردیم، اونجا تو النگه من از تو پرستاری می کنم. پات خوب میشه . مگر ماه سلطان نگفت از باد »
# - 127
« ؟ است. باید چیزهای حرارتی بخوری. حالا مبادا وقت بزنگاه پات درد بگیره، نتوانیم برویم
انتخابشده - 128
« ! نه، پام عیبی نداره اما بتوچه ، تو که شوهر میکنی »
# - 129
« . به جدم که نه، هرگز من زن مشدی غلام نمیشم، با تو میام »
# - 130
مهتاب بالا آمده بود . ستاره های کوچک از ته آسمان سوسو میزدند . ربابه آزادانه صحبت می کرد و میخندید و
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 127 از «چنگال» است.