نثر · شماره 128
« ! نه، پام عیبی نداره اما بتوچه ، تو که شوهر میکنی »
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 125
در جواب او احمد بزور لبخند زد، ربابه گمان کرد برای پا دردش است. باز گفت :
# - 126
میدونی، فرار که کردیم، اونجا تو النگه من از تو پرستاری می کنم. پات خوب میشه . مگر ماه سلطان نگفت از باد »
# - 127
« ؟ است. باید چیزهای حرارتی بخوری. حالا مبادا وقت بزنگاه پات درد بگیره، نتوانیم برویم
# - 128
« ! نه، پام عیبی نداره اما بتوچه ، تو که شوهر میکنی »
انتخابشده - 129
« . به جدم که نه، هرگز من زن مشدی غلام نمیشم، با تو میام »
# - 130
مهتاب بالا آمده بود . ستاره های کوچک از ته آسمان سوسو میزدند . ربابه آزادانه صحبت می کرد و میخندید و
# - 131
گونه هایش گلگون شده بود . احمد هیچوقت این صورت مهی ج را در ربابه سراغ نداشت و با تعجب باو نگاه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 128 از «چنگال» است.