نثر · شماره 179
راستش را بدون اراده بلند کرد و گردن ربابه را محکم گرفت، ربابه گفت:
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 176
« . امشب هوا خنک است دستت را بده بمن »
# - 177
دست احمد را گرفت، روی گردن خود گذاشت، و لی انگشتهای سرد احمد مثل ماری که در مجاورت گرما جان
# - 178
بگیرد، بلرزه افتاد . در اینوقت جلو چشمش تاریک شده بود، تند نفس میکشید، شقیقه هایش داغ شده بود دست
# - 179
راستش را بدون اراده بلند کرد و گردن ربابه را محکم گرفت، ربابه گفت:
انتخابشده - 180
« . میترسم، مرا اینجور نگاه نکن »
# - 181
چشمهایش را بهم فشار داد و زیر لب دوباره گفت:
# - 182
« !.. اوه _ چشمها _ شکل بابام شدی »
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 179 از «چنگال» است.