نثر · شماره 13
پنجه نرم میک کنند !"
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
کاکا رستم از این بی اعتنائی خشمگین شد ، دوباره داد زد : " مه مه مگه کری ! به به تو هستم؟ ! "
# - 11
شاگرد قهوه چی با لبخند مردد به داش آکل نگاه کرد و کاکا رستم از مابین دندانهایش گفت :
# - 12
" ار - وای شک کمشان ، آنهائی که ق ق قپی پا میشند اگ لولوطی هستند ا ا امشب میآیند ، دست و په په
# - 13
پنجه نرم میک کنند !"
انتخابشده - 14
داش آکل همینطور که یخ را دور کاسه می گردانید و زیر چشمی وضعیت را میپائید خنده گستاخی کرد که
# - 15
یک رج دندانهای سفید محکم از زیر سبیل حنا بسته او برق زد و گفت :
# - 16
" بیغیرتها رجز میخوانند ، آنوقت معلوم میشود رستم صولت وافندی پیزی کیست . "
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «داش آکل» است.