نثر · شماره 16
" بیغیرتها رجز میخوانند ، آنوقت معلوم میشود رستم صولت وافندی پیزی کیست . "
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 13
پنجه نرم میک کنند !"
# - 14
داش آکل همینطور که یخ را دور کاسه می گردانید و زیر چشمی وضعیت را میپائید خنده گستاخی کرد که
# - 15
یک رج دندانهای سفید محکم از زیر سبیل حنا بسته او برق زد و گفت :
# - 16
" بیغیرتها رجز میخوانند ، آنوقت معلوم میشود رستم صولت وافندی پیزی کیست . "
انتخابشده - 17
همه زدند زیر خنده ، نه اینکه به گرفتن زبان کاکا رستم خندیدند، چون میدانستند که او زبانش می گیرد،
# - 18
ولی داش آکل در شهر مثل گاو پیشا نی سفید سرشناس بود و هیچ لوطی پیدا نمیشد که ضرب شستش را
# - 19
نچشیده باشد ، هر شب وقتیکه توی خانه ملا اسحق یهودی یک بطر عرق دو آتشه را سر می کشید و دم محله
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 16 از «داش آکل» است.