نثر · شماره 17
همه زدند زیر خنده ، نه اینکه به گرفتن زبان کاکا رستم خندیدند، چون میدانستند که او زبانش می گیرد،
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 14
داش آکل همینطور که یخ را دور کاسه می گردانید و زیر چشمی وضعیت را میپائید خنده گستاخی کرد که
# - 15
یک رج دندانهای سفید محکم از زیر سبیل حنا بسته او برق زد و گفت :
# - 16
" بیغیرتها رجز میخوانند ، آنوقت معلوم میشود رستم صولت وافندی پیزی کیست . "
# - 17
همه زدند زیر خنده ، نه اینکه به گرفتن زبان کاکا رستم خندیدند، چون میدانستند که او زبانش می گیرد،
انتخابشده - 18
ولی داش آکل در شهر مثل گاو پیشا نی سفید سرشناس بود و هیچ لوطی پیدا نمیشد که ضرب شستش را
# - 19
نچشیده باشد ، هر شب وقتیکه توی خانه ملا اسحق یهودی یک بطر عرق دو آتشه را سر می کشید و دم محله
# - 20
سر دزک میایستاد، کا کا رستم که سهل بود ، اگر جدش هم میآمد لنگ میانداخت . خود کاکا هم میدانست که مرد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 17 از «داش آکل» است.