نثر · شماره 15
یک رج دندانهای سفید محکم از زیر سبیل حنا بسته او برق زد و گفت :
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
" ار - وای شک کمشان ، آنهائی که ق ق قپی پا میشند اگ لولوطی هستند ا ا امشب میآیند ، دست و په په
# - 13
پنجه نرم میک کنند !"
# - 14
داش آکل همینطور که یخ را دور کاسه می گردانید و زیر چشمی وضعیت را میپائید خنده گستاخی کرد که
# - 15
یک رج دندانهای سفید محکم از زیر سبیل حنا بسته او برق زد و گفت :
انتخابشده - 16
" بیغیرتها رجز میخوانند ، آنوقت معلوم میشود رستم صولت وافندی پیزی کیست . "
# - 17
همه زدند زیر خنده ، نه اینکه به گرفتن زبان کاکا رستم خندیدند، چون میدانستند که او زبانش می گیرد،
# - 18
ولی داش آکل در شهر مثل گاو پیشا نی سفید سرشناس بود و هیچ لوطی پیدا نمیشد که ضرب شستش را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «داش آکل» است.