کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 45

قهوه چی از زور پسی بشاگردش حمله کرد ، ولی داش آکل با لبخند دست کرد ، یک کیسه پول از جیبش در

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 42

    قهوه چی با حال پریشان سماور را وارسی کرد گفت :

    #
  2. 43

    " رستم بود و یکدست اسلحه ، ما بودیم و همین سماور لکنته . "

    #
  3. 44

    این جمله را با لحن غم انگیزی ادا کرد ، ولی چون در آن کنایه به رستم زده بود، بدتر خنده شدت کرد.

    #
  4. 45

    قهوه چی از زور پسی بشاگردش حمله کرد ، ولی داش آکل با لبخند دست کرد ، یک کیسه پول از جیبش در

    انتخاب‌شده
  5. 46

    آورد، آن میان انداخت.

    #
  6. 47

    قهوه چی کیسه را برداشت ، وزن کرد و لبخند زد .

    #
  7. 48

    درین بین مردی با پستک مخمل ، شلوار گشا د ، کلاه نمدی کوتاه سراسیمه وارد قهوه خانه شد ، نگاهی ب ه

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 45 از «داش آکل» است.