کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 42

قهوه چی با حال پریشان سماور را وارسی کرد گفت :

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 39

    رستم از جا در رفت ، دست کرد قندان بلور تراش را برداشت برای سر شاگرد قهوه چی پرت کرد . ولی قندان به

    #
  2. 40

    سماور خورد و سماور از بالای سکو با قوری بزمین غلطید و چندین فنجان را ش کست . بعد کا کا رستم بلند شد

    #
  3. 41

    با چهره برافروخته از قهوه خانه بیرون رفت .

    #
  4. 42

    قهوه چی با حال پریشان سماور را وارسی کرد گفت :

    انتخاب‌شده
  5. 43

    " رستم بود و یکدست اسلحه ، ما بودیم و همین سماور لکنته . "

    #
  6. 44

    این جمله را با لحن غم انگیزی ادا کرد ، ولی چون در آن کنایه به رستم زده بود، بدتر خنده شدت کرد.

    #
  7. 45

    قهوه چی از زور پسی بشاگردش حمله کرد ، ولی داش آکل با لبخند دست کرد ، یک کیسه پول از جیبش در

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 42 از «داش آکل» است.