نثر · شماره 84
ببیند.
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 81
شاید ، ولی د ر هر صورت چشمهای گیرنده او کار خودش را کرد و حال داش آکل را دگرگون نمود ، او سر را
# - 82
پائین انداخت و سرخ شد .
# - 83
این دختر مرجان ، دختر حاجی صمد بود که از کنجکاوی آمده بود داش سرشناش شهر و قیم خودشان را
# - 84
ببیند.
انتخابشده - 85
داش آکل از روز بعد مشغول رسیدگی ب ه کارهای حاجی شد ، با یکنفر سمسار خبره ، دو نفر داش محل و
# - 86
یکنفر منشی همه چیزها را با دقت ثبت و سیاهه بر داشت . آنچه زیادی بود در انباری گذاشت . در آنرا مهر و
# - 87
موم کرد ، آنچه فروختنی بود فروخت ، قباله های املاک را داد برایش خواندند ، طلب هایش را وصول کرد و
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 84 از «داش آکل» است.